دانلود مقاله چند نمونه از ساده زیستی پیغمبر ص

  • Code: # 14093

  • تعداد صفحات: 35
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: مشاهیر و بزرگان
قیمت جدید: ۷,۰۰۰ تومان
۱۱,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله چند نمونه از ساده زیستی پیغمبر ص

    امام رضا (ع) از پدرانش، از قول علی (ع) فرمود: «کنا مع النبی (ص) فی حفر الخندق، اذجائته فاطمه (س) و معها کسیره من خبز، فدفعتها الی النبی (ص) : فقال‏النبی (ص) : ما هذه الکسیره؟

    قالت: قرصا خبزته للحسن و الحسین (ع)، جئتک منه بهذه الکسیره فقال النبی (ص) : اما انه اول طعام دخل فم ابیک منذ ثلاث; (1) در کندن خندق با پیغمبر (ص) بودیم که فاطمه (س) آمد و با خود پاره نانی داشت و آن را به پیغمبر (ص) داد .

    پیامبر (ص) گفت: این چیست؟

    گفت: نانی است که برای حسن و حسین (ع) می‏پختم و پاره‏ای از آن را برای شما آوردم، پیامبر (ص) گفت: نخستین طعامی است که بعد از سه روز به دهان پدرت وارد می‏شود .»
    امیرالمؤمنین (ع) در توصیف زندگی پیامبر اکرم (ص) می‏فرماید: «ما رفعت له مائده قط و علیها طعام و ما اکل خبز بر قط و لا شبع من خبز شعیر ثلاث لیال متوالیات قط .

    توفی و درعه مرهونه عند یهودی باربعه دراهم .

    ماترک صفراء ولا بیضاء مع ما وطئ له من البلاد و مکن له من غنائم العباد و لقد کان یقسم فی‏الیوم الواحد الثلاثمائه الف اواربعمائه الف و یاتیه السائل بالعشی فیقول: «والذی بعث محمدا بالحق، ما امسی فی آل‏محمد صاع من شعیر ولا صاع من بر ولا درهم ولا دینار; (2) هرگز سفره‏ای از پیش او برچیده نشد که بر آن طعام باشد (آن قدر طعام سفره حضرتش اندک بود که چیزی از آن باقی نمی‏ماند!) و هرگز نان گندم نخورد و هرگز سه شب پیاپی از نان جو سیر نخورد .

    در حالی از دنیا رفت که زره آن حضرت نزد مردی یهودی در برابر چهار درهم به گرو بود با وجود همه سرزمین‏هایی که در اختیارش قرار گرفته بود و غنایمی که از جنگ‏ها به دست آورده بود، (سکه) زرد و سفیدی از خود برجای نگذاشت .

    در یک روز سی‏صد هزار و چهارصد هزار را تقسیم می‏کرد و شبانگاه که سائلی به نزدش می‏آمد و از او چیز می‏خواست می‏گفت: سوگند به آنکه محمد را به حق مبعوث فرمود، در خاندان محمد پیمانه‏ای از گندم یا جو یا درهم و دیناری برای شب نمانده است!»
    امیرالمؤمنین (ع) ضمن تاکید بر اینکه شیوه زندگی و برخورد پیامبر اکرم (ص) نسبت‏به دنیا سرمشق هر مسلمانی است - که قطعا مدیران و پیشوایان جامعه اسلامی باید در صف اول پیروی و اقتداء به آن حضرت باشند - می‏فرماید: «و لقد کان فی رسول‏الله (ص) کاف لک فی الاسوه، و دلیل لک علی ذم الدنیا و عیبها و کثره مخازیها و مساویها اذقبضت عنه اطرافها و وطئت لغیره اکنافها و فطم عن رضاعها و زوی عن زخارفها; (3) پیامبر (ص) برای نمونه و سرمشق بودن برای تو (ای مسلمان!) کافی است او راهنمای تو است‏به عیب و نکوهش دنیا و فراوانی بدیها و رسوایی‏های آن، زیرا دنیا به خود او وفا نکرد و همه چیز آن برای غیر او مهیا گشت .

    او از پستان دنیا شیر نخورد و از بهره‏گیری از زینت‏های آن چشم فروبست .» پیامبر اکرم (ص) در سخنی خطاب به ابوذر غفاری می‏فرماید: «یا اباذر انی البس الغلیظ و العق اصابعی و ارکب الحمار بغیر سرج و اردف خلفی فمن رغب عن سنتی فلیس منی; (4) ای اباذر من لباس درشت می‏پوشم و بر زمین می‏نشینم و به هنگام غذاخوردن - انگشتان را با زبان می‏لیسم و بر الاغ بدون پالان سوار می‏شوم، و کسی را پشت‏سر خود سوار می‏کنم .

    پس هر کس از سنت من گریزان شود از من نیست!» نمونه‏هایی از ساده‏زیستی پیشوای پرهیزگاران علی (ع) می‏فرماید: «.

    .

    و الله لقد رقعت مدرعتی هذه حتی استحییت من راقعها و لقد قال لی قائل: الا تنبذ ها عنک؟

    فقلت: اعزب عنی «عند الصباح یحمد القوم السری (5) ; .

    به خدا قسم که چندان پیراهنم را وصله زدم که از وصله زننده آن شرمسار شدم!

    یکی به من گفت: چرا آن را دور نمی‏افکنی؟

    در جواب به او گفتم: از من دور شو که چون صبح شود مردمان قدر راهپیمایی شبانه را بدانند .» امیرالمؤمنین (ع) : .

    فدعونی اکتف من دنیاکم بملحی و اقراصی فبتقوی‏الله ارجو خلاصی .

    ما لعلی و نعیم یفنی و لذه تنحتها المعاصی؟

    سالقی وشیعتی ربنا بعیون ساهره و بطون خماص .

    ; (6) .

    مرا به حال خود واگذارید تا از دنیای شما به نمکی و قرص نانی اکتفاء کنم!

    زیرا رهایی خود را در ترس از خدا و تقوا امید بسته‏ام .

    علی را با نعمتی که فنا می‏شود و لذتی که از گناه فراهم می‏آید چه کار؟

    من و شیعیانم بزودی پروردگارمان را با چشمان شب زنده‏دار و شکم‏های گرسنه ملاقات خواهیم کرد .

    !» ام کلثوم دختر امیرالمؤمنین (ع) می‏گوید: هنگامی که شب نوزدهم ماه رمضان فرارسید در وقت افطار طبقی که در آن دو قرص نان جو و یک کاسه شیر و مقداری نمک بود نزد آن حضرت آوردم .

    آن‏گاه که از نماز فارغ شد و خواست افطار کند، به سینی افطار نگریست و در آن درنگ کرد، سپس سرش را تکان داد و به شدت و با صدای بلند گریه کرد و گفت: «یابنیه اتقدمین الی ابیک ادامین فی فرد طبق واحد؟

    اتریدین ان یطول وقوفی غدا بین یدی‏الله - عز وجل - یوم‏القیامه؟

    انا ارید ان اتبع اخی و ابن عمی رسول‏الله (ص)، ما قدم الیه ادامان فی طبق واحد الی ان قبضه‏الله .

    یا بنیه!

    ما من رجل طاب مطعمه و مشربه و ملبسه، الا طال وقوفه بین یدی‏الله - عز و جل - یوم‏القیامه، یا بنیه ان الدنیا فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب; (7) دخترم!

    آیا در یک سینی برای پدرت دو نان‏وخورش می‏آوری؟

    آیا می‏خواهی فردای قیامت ایستادن من در پیشگاه خدا - برای حساب پس دادن - به درازا کشد؟

    من می‏خواهم که از برادرم و پسر عمویم رسول‏خدا (ص) پیروی کنم، هرگز دو نوع طعام در یک ظرف نزدش گذاشته نشد و چنین بود تا جان به جان آفرین تسلیم کرد .

    دخترم!

    هیچکس نیست که خوراک، و پوشاک او پاکیزه و لذت‏بخش باشد، مگر آنکه در روز قیامت ایستادن او نزد خدای عز و جل طولانی شود .

    در حلال دنیا حساب است و در حرام آن عقاب .

    !» عدی بن حاتم طائی، امیرالمؤمنین (ع) را دید در حالی که در برابرش کاسه‏ای آب و پاره‏ای نان جو و نمک قرار داشت، پس گفت: ای امیرمؤمنان، این روا نیست که روز را گرسنه و مشغول کار و تلاش به سر بری و شب را بیدار و درگیر با رنج‏ها به روز آوری و با این حال افطارت این باشد!

    امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «علل النفس بالقنوع و الا طلبت منک فوق مایکفیها» (8) «نفس خود را به قناعت عادت ده و گرنه بیش از آنچه برای او کفایت کند از تو طلب خواهد کرد!» ساده‏زیستی در جایگاه رهبری و مدیریت نمونه‏هایی که ذکر شد، بیشتر حاکی از اصل نگرش پیشوایان الهی نسبت‏به مظاهر دنیا و بهره‏گیری از آن بود .

    در عین حال باعنایت‏به عمق درستی این نگرش و ضرورت پیروی همه آحاد جامعه اسلامی از پیشوایان راستین - بخصوص آنان که از جایگاه اجتماعی و فرهنگی برخوردارند - ، همواره باید این ویژگی مهم نصب‏العین همگان بوده و هر چه بیشتر تلاش کنند از این زاویه خود را به آنان شبیه‏تر و نزدیک‏تر نمایند .

    اما، آیات و روایات بسیاری نیز داریم که در آنها این ویژگی (ساده‏زیستی و وارستگی از دلبستگی‏ها و تمتعات مادی) درارتباط با جایگاه رهبری و مدیریت مورد توجه و تاکید قرار گرفته است و تعمیم آن نسبت‏به همه مدیران یا به روشنی گوشزد شده است‏یا با کنایه که «ابلغ من التصریح‏» است‏بیان گردیده است .

    ما نمونه‏هایی از آن را در اینجا یادآور می‏شویم: حضرت امیرالمؤمنین (ع) طی خطابه‏ای ضمن اشاره به تمکن خود در استفاده از بهترین امکانات زندگی با قاطعیت تمام روش و منش خود را در جایگاه رهبری و مسئولیتی که نسبت‏به مردم دارد اینگونه بیان می‏فرماید: «ولوشئت لاهتدیت الطریق الی مصفی هذا العسل، و لباب هذا القمح و نسائج هذا القز .

    و لکن هیهات ان یغلبنی هوای، و یقودنی جشعی الی تخیر الاطعمه و لعل بالحجاز او الیمامه من لا طمع له فی القرص، ولا عهد له بالشبع!

    او ابیت مبطانا و حولی بطون غرثی و اکباد حری اواکون کما قال القائل: «و حسبک داء ان تبیت‏ببطنه و حولک اکباد تحن الی القد» ااقنع من نفسی بان یقال هذا امیرالمؤمنین ولا اشارکهم فی مکاره الدهر، او اکون اسوه لهم فی‏جشوبه العیش‏» (11) اگر می‏خواستم، به پالوده این عسل و مغز این گندم و بافته‏های این ابریشم راه می‏یافتم، ولی هیهات که هوای نفس بتواند بر من غلبه کند و شدت حرص بتواند مرا وادارد که طعامهای لذیذ برگزینم در حالی که شاید در حجاز یا یمامه کسی باشد که به قرص نانی امید نداشته باشد و هیچ‏گاه غذای سیر نخورده باشد!

    هیهات که من با شکم سیر بخوابم و در پیرامون من شکم‏های گرسنه و جگرهای تشنه یافت‏شوند یا چنان باشد که شاعر گفته است: «این درد تو را بس که شبانگاه با شکم پر بخوابی در حالی که در اطراف تو جگر سوختگانی در آرزوی دیدن کاسه‏ای به سر می‏برند!» آیا باید تنها به این خرسند باشم که مرا امیرالمؤمنین بخوانند و در ناخوشی‏های روزگار شریک مردم نباشم؟

    و نتوانم در تحمل خشونت زندگی سرمشق مردم باشم؟

    !

    زندگی خانواده مدیران وضعیت کلی اهل‏بیت مدیران - همانند سایرین - ممکن است الزاما در همه موارد منطبق با منش و روش رهبران و زمامداران نباشد; و حتی امکان دارد که در برخی موارد، فرزندان و همسران مدیران در جهت‏خلاف آنان باشند و به هر حال، اگر این تخلف معلول کوتاهی مدیران نباشد - همان‏گونه که در قرآن‏کریم در مورد فرزند نوح و همسر لوط تصریح شده است - نمی‏توان بر آنها عیب گرفت; اما آنچه مسلم است این است که اولا زمامداران باید مراقبت لازم را در تربیت صحیح همسر و فرزندان خود داشته باشند و نباید در اثر عمل‏زدگی از آنها غافل شوند; همان‏طور که در این سال‏ها شاهد مدیرانی بودیم که خود متدین بوده‏اند، ولی با قطع ارتباط آنان از مسجد و نمازجماعت و جمعه و محافل و مجالس مذهبی و دعا و .

    و از سوی دیگر همنشینی با اهل دنیا و غرق شدن در تجملات و پیوند تدریجی با عوامل غفلت‏زا و موانع یاد خدا و معنویت، زن و فرزندان آنها در تباهی از آنها پیشی گرفته و نه فقط به لکه ننگی بر دامن مدیریت نظام تبدیل شده‏اند که حتی برای اولیای خودشان باعث دردسر و آبروریزی گردیده‏اند .

    اما به هرحال امکان دارد با همه تلاشی که پدر انجام می‏دهد، باز هم در موارد معدودی زن و فرزند تحت تاثیر عوامل دیگر به راه خلاف کشیده شوند و با سوءاستفاده از ظرفیت‏هایی که پدر با خوبی و مجاهدت و خدمت‏خود به دست آورده است، گوی سبقت را در فساد مالی یا اخلاقی یا .

    از همگنان بربایند .

    باتوجه به اینکه نزدیکان مدیران - بخصوص مدیران عالی رتبه - زیر ذره‏بین مردم هستند، دشمنان نیز ضمن ایفای نقش برای فریب آنها به بزرگنمایی انحراف آنان پرداخته و از این نقطه ضعف به عنوان چماقی برای کوبیدن بر سر نظام و مدیریت آن بهره‏برداری می‏کنند .

    در این نوع موارد می‏بینیم که قرآن بدون مجامله - مانند آنچه درباره فرزند نوح و همسر لوط آمده - به افشای چهره انحرافی آنان پرداخته و رهبران ذیربط را نیز به تسلیم در برابر همین شیوه وادار کرده است; و حتی در مورد خاتم پیامبران (ص) در قرآن یک سوره کامل با ذکر نام، در افشای شخصیت منفی آنان آمده است که مربوط به ابولهب عموی پیامبر و همسر او می‏باشد .

  • فهرست دانلود مقاله چند نمونه از ساده زیستی پیغمبر ص

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت