دانلود مقاله عوامل پیدایش نهضت امام حسین ع

  • Code: # 14409

  • تعداد صفحات: 20
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: مشاهیر و بزرگان
قیمت جدید: ۱۰,۰۰۰ تومان
۱۶,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله عوامل پیدایش نهضت امام حسین ع

    سه عامل یاد شده در زیر، در پیدایش این قیام و نهضت اثر داشت:
    1- درخواست بیعت از امام حسین (ع) براى یزید و وارد آوردن فشار به آن حضرت به این منظور؛
    2- دعوت مردم کوفه از امام حسین (ع) به عراق؛
    3- عامل امر به معروف و نهى از منکر که امام حسین (ع) از روز نخست از مدینه با این شعار حرکت کرد.
    وصیت نامه اعتقادى - سیاسى امام
    امام حسین (ع) پیش از حرکت از مدینه، وصیتنامه‏اى خطاب به برادرش «محمد حنفیه» نوشت و طى آن علت قیام و نهضت خود را اصلاح امور امت اسلامى و امر به معروف و نهى از منکر، و زنده کردن سیره جدش پیامبر و پدرش على معرفى کرد.

    امام در این وصیتنامه پس از بیان عقیده خویش درباره توحید و نبوت و معاد، چنین نوشت: «...من، نه از روى خودخواهى و سرکشى و هوسرانى (از مدینه) خارج مى‏گردم، و نه براى ایجاد فساد و ستمگرى، بلکه هدف من از این حرکت، اصلاح مفاسد امت جدم و منظورم امر به معروف و نهى از منکر است و مى‏خواهم سیره جدم (پیامبر) و پدرم على بن ابی طالب را در پیش گیرم.

    هر کس در این راه به پاس احترام حق از من پیروى کند، راه خود را در پیش خواهم گرفت، تا خداوند میان من و این قوم داورى کند که او بهترین داوران است...»
    چنانکه مى‏بینیم امام در این وصیتنامه، انگیزه قیام خود را چهار چیز اعلام مى‏کند:
    1- اصلاح امور امت؛
    2- امر به معروف؛
    3- نهى از منکر؛
    4- پیروى از سیره جدش پیامبر و پدرش على (ع) و زنده کردن سیره آن دو بزرگوار
    پیام آوران قیام کربلا
    هر قیام و نهضتى عمدتا از دو بخش«خون» و«پیام» تشکیل مى گردد.
    مقصود از بخش خون، مبارزات خونین و قیام مسلحانه است که مستلزم کشتن و کشته شدن و جانبازى در راه آرمان مقدس است.
    مقصود از بخش پیام نیز، رساندن و ابلاغ پیام انقلاب و بیان آرمانها و اهداف آن است.
    در پیروزى یک انقلاب اهمیت بخش دوم کمتر از بخش اول نیست، زیرا اگر اهداف و آرمانهاى یک انقلاب در سطح جامعه تبیین نشود، انقلاب از حمایت و پشتیبانى مردم برخوردار نمى‏گردد و در کانون اصلى خود به دست فراموشى سپرده مى‏شود و چه بسا گرفتار تحریفها و دگرگونیها توسط دشمنان انقلاب مى گردد.
    با بررسى قیام مقدس امام حسین - علیه‏السلام - این دو بخش کاملا در آن به چشم مى خورد، زیرا انقلاب امام حسین - علیه‏السلام - تا عصر عاشورا مظهر بخش اول یعنى بخش خون و شهادت و ایثار خون بود و رهبر و پرچمدار آن نیز خود حسین بن على - علیه‏السلام - در حالى که بخش دوم آن از عصر عاشورا آغاز گردید و پرچمدار آن امام زین العابدین و زینب کبرى - علیهما السلام - بودند که پیام انقلاب و شهادت سرخ آن حضرت و یارانش را با سخنان آتشین خود به اطلاع افکار عمومى مى رساندند و طبل رسوایى حکومت پلید اموى را به صدا در آوردند.








    با بررسى قیام مقدس امام حسین - علیه‏السلام - این دو بخش کاملا در آن به چشم مى خورد، زیرا انقلاب امام حسین - علیه‏السلام - تا عصر عاشورا مظهر بخش اول یعنى بخش خون و شهادت و ایثار خون بود و رهبر و پرچمدار آن نیز خود حسین بن على - علیه‏السلام - در حالى که بخش دوم آن از عصر عاشورا آغاز گردید و پرچمدار آن امام زین العابدین و زینب کبرى - علیهما السلام - بودند که پیام انقلاب و شهادت سرخ آن حضرت و یارانش را با سخنان آتشین خود به اطلاع افکار عمومى مى رساندند و طبل رسوایى حکومت پلید اموى را به صدا در آوردند.

    در مقام تبلیغ و واقع‌‍‌‍ ، حرکت امام حسین(ع) براى اقامه‏ى حق و عدل بود: «انّما خرجت لطلب‏الاصلاح فى امّه جدّى ارید ان امر بالمعروف وانهى عن‏المنکر ...».

    در زیارت اربعین که یکى از بهترین زیارات است، مى‏خوانیم: «و منح‏النّصح و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من‏الجهاله و حیرهالضّلاله».

    آن حضرت در بین راه، حدیث معروفى را که از پیامبر(ص) نقل کرده‏اند، بیان مى‏فرمایند: «ایهاالنّاس انّ رسول‏اللَّه صلّى‏اللَّه علیه و اله و سلّم قال: من رأى سلطانا جائرا مستحلّا لحرم‏اللَّه ناکثا لعهداللَّه مخالفا لسنه رسول‏اللَّه صلّى‏اللَّه علیه و اله و سلم یعمل فى عباداللَّه بالاثم والعدوان فلم یغیّر علیه بفعل و لاقول کان حقّا على‏اللَّه ان یدخله مدخله».

    تمام آثار و گفتار آن بزرگوار و نیز گفتارى که درباره‏ى آن بزرگوار از معصومین رسیده است، این مطلب را روشن مى‏کند که غرض، اقامه‏ى حق و عدل و دین خدا و ایجاد حاکمیت شریعت و برهم زدن بنیان ظلم و جور و طغیان بوده است.

    غرض، ادامه‏ى راه پیامبر اکرم(ص) و دیگر پیامبران بوده است که: «یا وارث ادم صفوهاللَّه یا وارث نوح نبىّ‏اللَّه ...» و معلوم است که پیامبران هم براى چه آمدند: «لیقوم‏النّاس بالقسط».

    اقامه‏ى قسط و حق و ایجاد حکومت و نظام اسلامى.

    آنچه که نهضت ما را جهت مى‏داد و امروز هم باید بدهد، دقیقاً همان چیزى است که حسین‏بن على(علیه‏السّلام) در راه آن قیام کرد.

    ما امروز، براى شهداى خود که در جبهه‏هاى گوناگون و در راه این نظام و حفظ آن، به شهادت مى‏رسند، با معرفت عزادارى مى‏کنیم.

    آن شهید و جوانى که یا در جنگ تحمیلى و یا در برخورد با انواع و اقسام دشمنان و منافقان و کفار به شهادت رسیده، هیچ شبهه‏یى براى مردم ما وجود ندارد که این شهید، شهید راه همین نظام است و براى نگهداشتن و محکم کردن ستونهاى همین نظام و انقلاب، به شهادت رسیده است؛ در حالى که وضع شهداى امروز، با شهداى کربلا که در تنهایى و غربت کامل قیام کردند و هیچ‏کس آنها را به پیمودن این راه تشویق نکرد، بلکه همه‏ى مردم و بزرگان وجوه اسلام، آنها را منع مى‏کردند، متفاوت است.

    در عین حال، ایمان و عشقشان آن‏چنان لبریز بود که رفتند و غریبانه و مظلومانه و تنها به شهادت رسیدند.

    وضع شهداى کربلا، با شهدایى که تمام دستگاههاى تبلیغى و مشوقهاى جامعه به آنها مى‏گوید بروید و آنها هم مى‏روند و به شهادت مى‏رسند، فرق دارد.

    البته این شهید، شهید والامقامى است؛ اما او چیز دیگرى است.

    در زیارتى از زیارتهاى امام حسین(علیه‏السّلام) که در روز اربعین خوانده مى‏شود، جمله‏یى بسیار پُرمعنا وجود دارد و آن، این است: «و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من‏الجهاله».

    فلسفه‏ى فداکارى حسین‏بن‏على(علیه‏السّلام) در این جمله گنجانده شده است.

    زایر به خداى متعال عرض مى‏کند که این بنده‏ى تو - این حسین تو - خون خود را نثار کرد، تا مردم را از جهالت نجات بدهد.

    «وحیرهالضّلاله»؛ مردم را از سرگردانى و حیرتى که در گمراهى است، نجات بدهد.

    ببینید، این جمله چه‏قدر پُرمغز و داراى چه مفهوم مترقى و پیشرفته‏یى است.

    امام حسین علیه‏السّلام هدفِ اوّل خود را این قرار مى‏دهد: «لنرى المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فى بلادک»؛ در میان کشهدف این است که مردمان مستضعف جامعه و انسانهاى ضعیف - در هر سطحى و در هر جایى - امنیت پیدا کنند: ور اسلامى، فساد را ریشه کن کنیم و اصلاح به‏وجود آوریم.

    هدف این است که مردمان مستضعف جامعه و انسانهاى ضعیف - در هر سطحى و در هر جایى - امنیت پیدا کنند: امنیت حیثیّتى، امنیت مالى، امنیت قضایى؛ همینى که امروز در دنیا نیست.

    امام حسین علیه‏السّلام درست نقطه مقابل آن چیزى را مى‏خواست که در زمان سلطه طواغیت در آن روز بود.

    امروز هم در سطح دنیا که نگاه مى‏کنید، مى‏بینید همین است؛ پرچمهاى دین را وارونه مى‏کنند، بندگان مظلوم خدا را مظلومتر مى‏کنند و ستمگران، پنجه‏شان به خون مظلومان بیشتر فرو مى‏رود.

    ببینید در دنیا چه خبر است!

    ببینید با مسلمانان کوزوو چگونه عمل مى‏کنند!

    پانصدهزار انسان - بلکه بیشتر - بچه، بزرگ، زن، مرد و مریض، در بیابانها، در مرزها؛ آن هم نه مرزها و بیابانهاى مهربان که در بین دشمن، زیر فشار دشمنى که راه را در مقابلشان مین‏گذارى مى‏کند و پشت سرشان گلوله مى‏اندازد.

    هدف این است که اینها را تار و مار کنند.

    هدف از هر قیامى، هدف از هر انقلابى، هدف از هر قدرت اسلامى‏اى و اصلاً هدف از حاکمیت دین خدا، رسیدگى به وضع «مظلومون» و عمل به فرایض، احکام و سنن الهى است.

    امام حسین علیه‏السّلام مى‏دانست که اگر این حرکت را نکند، این امضاى او، این سکوت او، این سکون او، چه بر سر اسلام خواهد آورد.

    وقتى قدرتى همه امکانات جوامع و یا یک جامعه را در اختیار دارد و راه طغیان پیش مى‏گیرد و جلو مى‏رود، اگر مردان و داعیه‏داران حق در مقابل او اظهار وجود نکنند و حرکت او را تخطئه نکنند، با این عمل، کار او را امضا کرده‏اند؛ یعنى ظلم به امضاى اهل حق مى‏رسد، بدون این‏که خودشان خواسته باشند.

    این گناهى بود که آن روز بزرگان و آقازادگان بنى‏هاشم و فرزندان سردمداران بزرگ صدر اسلام مرتکب شدند.

    امام حسین علیه‏السّلام این را برنمى‏تافت؛ لذا قیام کرد.

    نقل شده است بعد از آن‏که امام سجاد علیه‏السّلام پس از حادثه عاشورا به مدینه برگشت - شاید از آن وقتى که این کاروان از مدینه بیرون رفت و دوباره برگشت ده، یازده ماه فاصله شده بود - یک نفر خدمت ایشان آمدو عرض کرد: یابن‏رسول‏اللَّه!

    دیدید رفتید، چه شد!

    امام سجّاد علیه‏السّلام در جواب آن شخص فرمود: فکر کن اگر نمى‏رفتیم، چه مى‏شد!

    بله، اگر نمى‏رفتند، جسمها زنده مى‏ماند، اما حقیقت نابود مى‏شد؛ روح ذوب مى‏شد؛ وجدانها پایمال مى‏شد؛ خرد و منطق در طول تاریخ محکوم مى‏شد و حتى نام اسلام هم نمى‏ماند.

    اساساً مادامى‏که ایمان، با محبت و عشق عمیق و رنگ و بوى پیوند عاطفى همراه نباشد، کارایى لازم را ندارد.

    محبت است که در مقام عمل و تحرک - آن هم در حد بالا - به ایمان کارایى مى‏بخشد.

    بدون محبت نمى‏شد ما نهضت را به پیش ببریم.

    بالاترین عنوان محبت - یعنى محبت به اهل بیت - در تفکر اسلامى، در اختیار ماست.

    اوج این محبت، در مسأله‏ى کربلا و عاشورا و حفظ یادگارهاى گرانبهاى فداکارى مردان خدا در آن روز است که براى تاریخ و فرهنگ تشیع، به یادگار گذاشته شده است.

    سوالاتی که مطرح می‌شود آن است که چه عواملی باعث ماندگاری نهضت عاشورا در کل تاریخ شده است که این نهضت مشمول قانون تحول و دگرگونی نشده است.

    اولین عاملی که می‌توان نام برد این است که نهضت عاشورا بر اساس حق‌طلبی استوار بوده است اساسا نهضت عاشورا بر اساس سلسله عناصر ارزشمندی پایه‌گذاری شده که آن عناصر چون با خدا مرتبط است و هر آنچه با خدا مرتبط است ماندگار می‌شود، جاودان شده است.

    حق‌طلبی، عدالت‌طلبی، اصلاح در جامعه و ظلم‌ستیزی عناصر کلیدی نهضت عاشوراست.

    دلیل دیگر:اگر زینب‏کبرى‏(سلام‏اللَّه‏علیها) و امام سجّاد(صلوات‏اللَّه‏علیه) در طول آن روزهاى اسارت - چه در همان عصر عاشورا در کربلا و چه در روزهاى بعد در راه شام و کوفه و خود شهر شام وبعد از آن در زیارت کربلا و بعد عزیمت به مدینه و سپس در طول سالهاى متمادى که این بزرگواران زنده ماندند - مجاهدات و تبیین و افشاگرى نکرده بودند و حقیقت فلسفه‏ى عاشورا و هدف حسین‏بن‏على و ظلم دشمن را بیان نمى‏کردند، واقعه‏ى عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقى نمى‏ماند.

    چرا امام صادق(علیه‏الصّلاهوالسّلام) - طبق روایت - فرمودند که هر کس یک بیت شعر درباره‏ى حادثه‏ى عاشورا بگوید و کسانى را با آن بیت شعر بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد کرد؟

    چون تمام دستگاههاى تبلیغاتى، براى منزوى کردن و در ظلمت نگهداشتن مسأله‏ى عاشورا و کلاً مسأله‏ى اهل‏بیت، تجهیز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضیه چه بود.

    تبلیغ، این‏گونه است.

  • فهرست دانلود مقاله عوامل پیدایش نهضت امام حسین ع

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت