دانلود مقاله تاریخ از دیدگاه قرآن

  • Code: # 14967

  • تعداد صفحات: 12
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: تاریخ
قیمت جدید: ۷,۰۰۰ تومان
۱۱,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله تاریخ از دیدگاه قرآن

    کلمهتاریخبر وزنتعریفمصدر و به معناى شناختن حوادث و علت و زمان‏پدید آمدن آن است، و اصطلاحا به معناى باستان‏شناسى و طبقات الارض نیز استعمال مى‏شود، و گفتار ما در معناى لغوى آن یعنى تاریخ نقلى است و تاریخ نقلى عبارت است از ضبطحوادث کلى و جزئى، و نیز نقل آن و گفتگو پیرامون آن.


    باید دانست که بشر از قدیم‏ترین عهد زندگى و زمان وجودش در زمین به ضبط حوادث‏اهمیت مى‏داده، و تا آنجا که ما مى‏دانیم در هر عصرى از اعصار عده‏اى دیگر هم‏یا به ذهن مى‏سپرده‏اند، و یا یادداشت نموده و یا کتاب تالیف مى‏کرده‏اند، و عده‏اى دیگر هم‏آنچه را که آنان ضبط کرده بودند دست‏به دست مى‏گرداندند، و پیوسته انسان در جهات‏مختلف زندگى خود از تاریخ استفاده مى‏کرده، یا در طرز تشکیل اجتماع از تاریخ الگو برمى‏گزیده، و یا از سرگذشت گذشتگان عبرت مى‏گرفته، و یا داستان‏سرائى مى‏کرده، و یا با نقل آن شوخى و تفریح مى‏کرده، و یا در مسائل سیاسى، اقتصادى، صنعتى و یا غیر آن مورداستفاده قرار مى‏داده‏اند.


    لیکن فن تاریخ با این همه شرافت و منافع که دارد، همواره ملعبه دو عامل فساد بوده، واز این به بعد هم خواهد بود، و این دو عامل تاریخ را از صحت طبع، و صدق بیان به سوى باطل‏و دروغ منحرف کرده است.


    دو عامل مهم همواره در فن تاریخ دخالت کرده و موجب فساد و بى اعتباری آن گشته‏اند
    عامل اول: حکومت‏هاى خودکامه‏اى بوده که به حکم خودکامگى و داشتن قوه وقدرت، هر چیزى که به نفعش تمام مى‏شد، اشاعه مى‏داده است، (هر چند دروغ محض‏مى‏بود)و هر چه را که به ضررش تمام مى‏شده، با اعمال قدرت، جلوى اشاعه آن را مى‏گرفته‏است، (هر چند که صدق محض مى‏بود)و یا آن را به صورتى اشاعه مى‏داد که باز به نفعش‏تمام شود، و این چیزى نیست که کسى در آن تردید داشته باشد(اصلا اقتضاى خودکامگى‏همین است و همواره به چشم خود مى‏بینیم)که اینگونه حکومت‏ها باطل و دروغ را به لباس‏حق و صدق در مى‏آورند، و به خورد مردم مى‏دهند علتش هم این است که انسان چه فرد فردش‏و چه مجتمعش، بر این فطرت مفطور شده و به هر جور که ممکن باشد منافع را به سوى خود جلب‏نموده، و ضررها را از خود دفع مى‏کند، و کسى که کمترین شعورى داشته باشد و بتواند اوضاع‏حاضر عصر خود را درک نموده و در تاریخ امت‏هاى گذشته و حتى امت‏هاى خیلى دور نظربیفکند، این حقیقت را مى‏بیند
    عامل اول: حکومت‏هاى خودکامه‏اى بوده که به حکم خودکامگى و داشتن قوه وقدرت، هر چیزى که به نفعش تمام مى‏شد، اشاعه مى‏داده است، (هر چند دروغ محض‏مى‏بود)و هر چه را که به ضررش تمام مى‏شده، با اعمال قدرت، جلوى اشاعه آن را مى‏گرفته‏است، (هر چند که صدق محض مى‏بود)و یا آن را به صورتى اشاعه مى‏داد که باز به نفعش‏تمام شود، و این چیزى نیست که کسى در آن تردید داشته باشد(اصلا اقتضاى خودکامگى‏همین است و همواره به چشم خود مى‏بینیم)که اینگونه حکومت‏ها باطل و دروغ را به لباس‏حق و صدق در مى‏آورند، و به خورد مردم مى‏دهند علتش هم این است که انسان چه فرد فردش‏و چه مجتمعش، بر این فطرت مفطور شده و به هر جور که ممکن باشد منافع را به سوى خود جلب‏نموده، و ضررها را از خود دفع مى‏کند، و کسى که کمترین شعورى داشته باشد و بتواند اوضاع‏حاضر عصر خود را درک نموده و در تاریخ امت‏هاى گذشته و حتى امت‏هاى خیلى دور نظربیفکند، این حقیقت را مى‏بیند.

    عامل دوم: متهم بودن بینندگان و شنوندگان حوادث و مطالب تاریخى، و نیز آن‏کسانى است که از ایشان نقل مى‏کنند، و یا در کتاب خود مى‏آورند، و چون ما مى‏دانیم که‏این دو طایفه، خالى از احساسات باطنى و یا تعصب‏هاى قومى نیستند، و در آنچه که تحمل‏مى‏کنند و یا در باره آن داورى مى‏نمایند حب و بغض و یا تعصب‏هاى درونى را دخالت‏مى‏دهند، براى اینکه حاملین اخبار در گذشته، با در نظر گرفتن اینکه حکومت در اعصار ایشان‏حکومت دین بوده، و قهرا خود آنان متدین به یکى از ادیان و مذاهب بوده‏اند، و احساسات‏مذهبى و تعصبات قومى در ایشان شدید بوده، قهرا اخبار تاریخى آنان از آن جهت که یک‏حدى از آن به احکام دین بر مى‏خورده، مشوب با آن احساسات و تعصبات بوده است.

    همچنانکه امروزه به چشم خود مى‏بینیم احساسات و تعصب‏هاى شدیدى که مردم مادى نسبت‏به آزادى در شهوات و هواهاى نفسانى و علیه دین و عقل دارند باعث‏شده که خبرنگاران امروزآن تعصب‏ها را در اخبارى که مى‏دهند و یا مى‏نویسند دخالت دهند، همانطور که گذشتگان‏در آنچه ضبط کرده و نقل نموده‏اند، دخالت داده‏اند.

    کلمه"تاریخ"بر وزن"تعریف"مصدر و به معناى شناختن حوادث و علت و زمان‏پدید آمدن آن است، و اصطلاحا به معناى باستان‏شناسى و طبقات الارض نیز استعمال مى‏شود، و گفتار ما در معناى لغوى آن یعنى تاریخ نقلى است و تاریخ نقلى عبارت است از ضبطحوادث کلى و جزئى، و نیز نقل آن و گفتگو پیرامون آن.

    باید دانست که بشر از قدیم‏ترین عهد زندگى و زمان وجودش در زمین به ضبط حوادث‏اهمیت مى‏داده، و تا آنجا که ما مى‏دانیم در هر عصرى از اعصار عده‏اى دیگر هم‏یا به ذهن مى‏سپرده‏اند، و یا یادداشت نموده و یا کتاب تالیف مى‏کرده‏اند، و عده‏اى دیگر هم‏آنچه را که آنان ضبط کرده بودند دست‏به دست مى‏گرداندند، و پیوسته انسان در جهات‏مختلف زندگى خود از تاریخ استفاده مى‏کرده، یا در طرز تشکیل اجتماع از تاریخ الگو برمى‏گزیده، و یا از سرگذشت گذشتگان عبرت مى‏گرفته، و یا داستان‏سرائى مى‏کرده، و یا با نقل آن شوخى و تفریح مى‏کرده، و یا در مسائل سیاسى، اقتصادى، صنعتى و یا غیر آن مورداستفاده قرار مى‏داده‏اند.

    لیکن فن تاریخ با این همه شرافت و منافع که دارد، همواره ملعبه دو عامل فساد بوده، واز این به بعد هم خواهد بود، و این دو عامل تاریخ را از صحت طبع، و صدق بیان به سوى باطل‏و دروغ منحرف کرده است.

    دو عامل مهم همواره در فن تاریخ دخالت کرده و موجب فساد و بى اعتباری آن گشته‏اند عامل اول: حکومت‏هاى خودکامه‏اى بوده که به حکم خودکامگى و داشتن قوه وقدرت، هر چیزى که به نفعش تمام مى‏شد، اشاعه مى‏داده است، (هر چند دروغ محض‏مى‏بود)و هر چه را که به ضررش تمام مى‏شده، با اعمال قدرت، جلوى اشاعه آن را مى‏گرفته‏است، (هر چند که صدق محض مى‏بود)و یا آن را به صورتى اشاعه مى‏داد که باز به نفعش‏تمام شود، و این چیزى نیست که کسى در آن تردید داشته باشد(اصلا اقتضاى خودکامگى‏همین است و همواره به چشم خود مى‏بینیم)که اینگونه حکومت‏ها باطل و دروغ را به لباس‏حق و صدق در مى‏آورند، و به خورد مردم مى‏دهند علتش هم این است که انسان چه فرد فردش‏و چه مجتمعش، بر این فطرت مفطور شده و به هر جور که ممکن باشد منافع را به سوى خود جلب‏نموده، و ضررها را از خود دفع مى‏کند، و کسى که کمترین شعورى داشته باشد و بتواند اوضاع‏حاضر عصر خود را درک نموده و در تاریخ امت‏هاى گذشته و حتى امت‏هاى خیلى دور نظربیفکند، این حقیقت را مى‏بیند.

    و از اینجا است که مى‏بینى هیچ نویسنده‏اى که متدین به دینى و مذهبى است درکتاب خود و گردآورى‏هایش خبرى که مخالف و بر ضرر مذهبش باشد نیاورده، پس اهل هرمذهب هر چه در باره مذهبش نوشته موافق با اصول مذهب خود بوده همچنانکه امروز هم هیچ‏گفتارى تاریخى در نوشته‏هاى مادیین نمى‏بینى، مگر اینکه از جهتى و به وجهى مذهب مادیت‏او را تایید مى‏کند.

    عوامل دیگرى که در گذشته و در عصر حاضر موجب بد گمانى به تاریخ نقلى شده‏انداز آن دو عامل گذشته، عواملى دیگر هست که باعث فساد و بى‏اعتبارى تاریخ شده، ازآن جمله یکى نبودن وسائل گرفتن خبر، و دیدن واقعه، و ضبط و نقل آن براى دیگران، و تالیف‏کتابى در باره آن، و حفظ و نگهدارى آن کتاب از پوسیدن و دگرگونى و گم شدن، بوده است، و این عوامل هر چند امروز در بین نیست(و در این عصر به آسانى مى‏توان اخبار آن طرف دنیا رادر این طرف گرفت، و حتى با چشم دید، و آن را به سهولت ضبط نمود، و به وسیله رسانه‏هاى‏گروهى انتشار داد، و در اسرع وقت چاپ نموده و در کتابخانه‏هاى مدرن از پوسیدن ودگرگونگى و گم شدن حفظش کرد)چون شهرها به هم نزدیک شده و وسائل ارتباط بسیار ونقل و انتقال و تحول آسان گشته، لیکن بلاى تاریخ، از جهتى دیگر عمومى شده، و آن مساله‏سیاست است، که در تمامى شؤون زندگى انسان مداخله مى‏کند، و چرخ دنیاى امروز بر محورسیاست(که خود فنى از فنون شده است)دور مى‏زند، و با تحول آن، همه اخبار دنیا ناگهان ازحالى به حالى مى‏شود و این خود عاملى بزرگ و دردى بى درمان است که آدمى را نسبت‏به‏تاریخ بدگمان مى‏سازد، حتى تاریخ را به سقوط تهدید مى‏کند.

    وجود نواقص و یا به عبارتى دیگر، نواقصى که براى تاریخ نقلى شمردیم علت عمده‏بى‏اعتنائى علماى امروز نسبت‏به تاریخ است، و باعث‏شده که دانشمندان بطور کلى از تاریخ‏نقلى دورى نموده به تاریخ زمینى(یعنى باستان‏شناسى)روى آوردند و این علم هر چند ازپاره‏اى اشکالات که در کار تاریخ نقلى بود سالم و به دور است مثلا دستخوش مداخلات‏حکومت‏ها نشده، و لیکن از بقیه اشکالات خالى نیست، براى اینکه این دانشمندان نیز داراى‏احساسات و تعصب‏هائى هستند، اینها نیز تحت تاثیر سیاست‏ها قرار مى‏گیرند، پس آنچه که ازاسرار باستان‏شناسى خود افشا مى‏کنند نمى‏تواند مورد اعتماد قرار گیرد، ممکن است در آنچه‏افشا مى‏کنند و در آنچه کتمان مى‏نمایند و تغییر و تبدیل مى‏دهند، اعمال سیاست کنند، یعنى چیزى را افشا کنند که واقعیت نداشته باشد، و چیزهائى را که واقعیت دارد کتمان‏نمایند، و یا در آن تغییر و تبدیلى بدهند.

    این بود حال تاریخ و عوامل متعددى که از جهات مختلف، آن را تباه کرده و تا ابد هم قابل اصلاح نیست.

    بنابر این چنین تاریخى که حال و وصفش را دیدى، نمى‏تواند با قرآن کریم درداستان‏هائى که نقل مى‏کند مقابله کند، براى اینکه قرآن کریم وحى الهى و منزه از خطا ومبراى از دروغ است، پس تاریخ نمى‏تواند با آن معارضه کند، چون تاریخ هیچ پشتوانه‏اى براى‏ایمنى از دروغ و خطا ندارد، بلکه همانطور که دیدید دستخوش عوامل کذب و خطا است.

    امتیاز و اعتبار داستان‏هائى که در قرآن آمده نسبت‏به عهدین و کتب تاریخ پس اگر مى‏بینیم اغلب داستانهاى قرآنى(نظیر داستان مورد بحث‏یعنى قصه‏طالوت)، مخالف با نقلى است که در کتب عهدین(تورات و انجیل)است، نباید در صحت‏آنچه که در قرآن آمده شک کنیم، براى اینکه کتب عهدین، چیزى زائد بر تواریخ معمولى‏نیست و مانند سایر تواریخ، از دستبرد عوامل بالا، دور نمانده بلکه آن نیز ملعبه آن عوامل قرارگرفته است، علاوه بر اینکه سراینده داستان صموئیل و شارل به نقل کتب عهدین، معلوم نیست‏که کیست و به هر حال ما اعتنائى به مخالفت تاریخ و مخصوصا عهدین، با آنچه که در قرآن‏آمده نداریم، پس تنها قرآن کریم کلام حق و از ناحیه خداوند تبارک و تعالى است.

  • فهرست دانلود مقاله تاریخ از دیدگاه قرآن

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت