دانلود مقاله خوارج

  • Code: # 15283

  • تعداد صفحات: 40
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: تاریخ
قیمت جدید: ۲۰,۰۰۰ تومان
۲۵,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله خوارج

    خوارج

    یکى دیگر از فرقه‏هاى کلامى که در روزگار امام على (ع) به وجود آمد «خوارج» است.

    برخى از محققان، خوارج را فرقه‏اى اسلامى ذکر کرده‏اند تا جایى که در کتاب‏هایى که در خصوص تاریخ علم کلام نوشته‏اند به طور مفصل درباره این فرقه وعقاید آنان سخن گفته‏اند.

    ما هر چند خوارج را اساساً مسلمان نمى‏دانیم اما پرداختن به طرز تفکر واندیشه‏هاى کلامى آنان را از این جهت ضرورى مى‏دانیم که این فرقه در زمان حکومت امام على (ع) با تمسک به قرآن و تظاهر به اسلام براى آن حضرت، مشکلاتى را پدید آوردند واز خود عقایدى فاسد وخلاف قرآن به جاى گذاشتند.

    وچون بحث ما در این جا «على (ع) وفرقه‏هاى کلامى» است ناگزیریمکهعقایداینگروهراهمبهطورخلاصهبهبحثوبررسىبگذاریم.
    آنان به طرز گمراه‏کننده‏اى کردارهاى خود را با قرآن توجیه مى‏کردند وبر روش‏هاى خویش، استدلال عقیدتى مى‏آوردند.

    از همین روست که امام على (ع) به اصحاب خویش فرمود: در هنگام بحث ومناظره با آنان از قرآن استدلال نیاورید بلکه با سنت پیامبر بحث کنید، چون این گروهقرآنرابهنفعخویشتأویلمى‏کنند.
    خوارج به خاطر همین استدلال‏هاى سست وبى‏پایه، عمرى کوتاه داشتند وچندان در تاریخ نپاییدندوبهجزچندفرقهمعدود،سایرفرقه‏هایشانازبینرفته‏اند،اماعقایدوافکارشاندرقالب‏هاىمختلفبهحیاتخویشادامهدادهاست.
    در نهج البلاغه هم آمده است هنگامى که خوارج کشته شدند به امام على (ع) گفتند: اى امیر مؤمنان،همگىآنانکشتهشدند.امامفرمود:
    «کلاَّواللَّهِاِنَّهُمْنُطَفٌفِىأصْلابِالرِّجالِوَقراراتِالنِّساءِ،کُلَّمانَجَمَمِنهُمْقَرْنٌقُطِعَحتّى
    یکونَآخِرُهُملُصُوصاًسَلّابینَ؛نه به خدا قسم، آنها نطفه‏هایى در پشت مردان ورحم زنان خواهند بود که هر زمان، شاخى از آنها سر بر آورد، بریده مى‏شود تا این که آخرشان دزدان وراهزنانخواهندشد.»(1)
    از این سخن امام (ع) به خوبى استفاده مى‏شود که عقاید باطل این گروه وافرادى که با این مرام باطل هستند باقى خواهند ماند.
    یکونَآخِرُهُملُصُوصاًسَلّابینَ؛نه به خدا قسم، آنها نطفه‏هایى در پشت مردان ورحم زنان خواهند بود که هر زمان، شاخى از آنها سر بر آورد، بریده مى‏شود تا این که آخرشان دزدان وراهزنانخواهندشد.»(1) از این سخن امام (ع) به خوبى استفاده مى‏شود که عقاید باطل این گروه وافرادى که با این مرام باطل هستند باقى خواهند ماند.

    1-1- چگونگى پیدایش خوارج عموم مورخانى که به بحث وبررسى درباره خوارج وچگونگى پیدایش آنان پرداخته‏اند به وجود آمدن این فرقه را از جنگ صفین وقضیه «حکمیّت» مى‏دانند، امّا به نظر ما براى ریشه‏یابى عمیق‏تر باید کمى به عقب برگشت، زیرا نمى‏توان پذیرفت که یک حزب وگروه سازمانیافتهومنسجمباموضعگیرى‏هاىسیاسىوعقیدتى،بهیکبارهودرمدتکمترازچندساعتویاچندروز،ایجادشود؟

    آیا باور کردنى است که در نبرد صفین، عده‏اى با اصرار و پافشارى بسیار از امیر مؤمنان على (ع) بخواهند که جنگ را خاتمه دهد وحکمیّت را بپذیرد وحتى او را براى پذیرفتن این امر به قتل تهدید کنند، امّا پس از قبول حکمیّت از طرف على (ع) فوراً موضع خود را تغییر دهند وپذیرشحکمیّتراکفربدانند؟این،مسلماًبرنامهوطرحىازپیشتنظیمشدهبودهاستکهریشهدرپیشازنبردصفینومسألهحکمیّتدارد.

    بنابر این بر یک محقق، لازم است که براى تحلیل وبررسى چگونگى پیدایش این گروه به عقب برگرددوقضیهراازریشهدنبالکندودراینریشه‏یابىبهعاملمهمتعصباتقبیله‏اى،توجهبیشترىبکند.

    بسیارى از رهبران خوارج وکسانى که در میان ساده لوحان سپاه على (ع) در جنگ صفین، پس از پذیرش حکمیّت، بذر شورش پاشیدند از قبیله «بنى تمیم» و «بنى ربیعه» بودند (بنى ربیعه، خود تیره‏اى از بنى تمیم است).

    کسانى مانند شبث بن ربعى وحرقوص ابن زهیر (ذو الثدیه) ومسعر بن فدکى وعروه بن ادیه ومرداس بن ادیه که در نظر خوارج بعدى از سلف صالح هستند، همه از قبیله بنى تمیم بودند.

    البته از قبایل دیگر نیز کم وبیش شرکت داشتندامابیشتررهبرانخوارجازاینقبیلهبودندوازقریشهیچکسدرمیانخوارجنبود.

    بنى تمیم در زمان جاهلیت با قبیله مضر وبخصوص تیره قریش دشمنى وجنگ داشتند وحتى پس از اسلام نیز، که به ظاهر مسلمان شده بودند، گاه وبیگاه دشمنى دیرینه خود با قریش را آشکار مى‏کردند واز این که پیامبر از قریش ا ست ناراحت بودند وحسد مى‏ورزیدند.

    در این بارهبهدوسندتاریخىزیرتوجهفرمایید: 1) جمعى از قبیله بنى تمیم وارد مسجد پیامبر شدند وبى آن که ادب واحترام پیامبر را رعایت کنند از پشت حجره‏ها ندا در دادند که «اُخرج إلینا یا محمّد، جِئناک لِنُفاخِرُک؛ اى محمد، بیرون آى که آمده‏ایم با تو مفاخره کنیم» یعنى امتیازات ومفاخر وبرترى‏هاى قبیله خود را بر تو ثابت کنیم.

    آن گاه آنان به مال وثروت وکثرت جمعیت وچیزهایى از این قبیل فخرفروشى کردند واین آیه شریفه درباره آنها نازل شد: (اِنَّ الّذینَ یُنادُونَکَ مِن وَراءِ الحُجُراتِ أکثَرُهُمْ لا یَعْقِلُون؛(2)ﻜﺴﺍﻨﯼکهتوراازپشتحجره‏هاندامى‏دهندبسیارىازآنهانمى‏فهمند.)(3) 2) در یکى از جنگ‏ها هنگامى که پیامبر خدا غنایم جنگى را تقسیم مى‏کرد، مردى از بنى تمیم به نام ذو الخویصره، که همان «حرقوص بن زهیر» بود، سر رسید وگفت: یا محمّد، عدالت را رعایت کن!

    پیامبر فرمود: واى بر تو، اگر من عدالت را رعایت نکنم پس چه کسى این کار را خواهد کرد؟

    بعضى از اصحاب خواستند او را بکشند.

    پیامبر فرمود: رهایش کنید، همانا براى او یارانى خواهد بود که نماز شما در مقابل نماز آنها وروزه شما در برابر روزه آنها کوچک شمرده مى‏شود وآنها قرآن را تلاوت مى‏کنند اما از گلوهایشان تجاوز نمى‏کند، آنها از دین خارج مى‏شوند همان گونه که تیر از کمان رها مى‏شود.

    سپس افزود: آنها بر مسلمانان خروج مى‏کنند.نشانهآنهاایناستکهدرمیانشانمردسیاهچهره‏اىاستکهیکىاز پستان‏هاىاومانندپستانزناست.»(4) مفسران مى‏گویند: درباره همین اعتراض «حرقوص بن زهیر» به پیامبر بود که این آیه شریفه نازل شد: (وَمِنهُمْ مَن یَلْمِزُکَ فی الصَّدقات فَإنْ اُعطوا مِنها رَضَوا وإنْ لَمْ یُعْطُوا مِنها إذاهُم یَسخَطُون؛(5) واز منافقان کسانى هستند که در امر صدقات تو را طعنه مى‏زنند.

    اگر به آنها دادهشودخرسندمى‏شوندواگردادهنشودخشمگینمى‏گردند.)(6)جالب است که در این سند تاریخى - که اکثر موّرخان ومحدثان ومفسران آن را نقل کرده‏اند - منافقى که به پیامبر اعتراض مى‏کند وقرآن، او را از جمله منافقان مى‏شمارد کسى است که «ذو الخویصره» نام دارد واو همان «حرقوص بن زهیر» است که یکى از رهبران خوارج بود ودر جنگ صفین پس از جریان حکمیّت، شدیداً به على (ع) اعتراض کرد وجمعى را به دنبال خود کشانید وسرانجام در جنگ نهروان کشته شد.

    او همان «ذو الثدیه» بود که على (ع) جنازه او را جستجو کرد تا این که آن را یافت واز این که وعده پیامبر (ص) تحقق یافته است خدا را شکر کرد.(7) دقت در این دو سند تاریخى به خوبى نشان مى‏دهد که یکى از رهبران عمده خوارج چه سابقه فکرى داشته است.

    1-2-نمونه‏اى از تعصبات قبیله‏اى خوارج ودشمنى آنها با قریش 1) ابو حمزه خارجى در سال 130 به مدینه حمله کرد ومردم آن شهر را شکست داد که در تاریخبهنام«واقعهقدید»معروفاست.وقتىاسیرانراآوردندهرکسازقریشبودمى‏کشتندوهرکسازانصاربودرهامى‏کردند.(8) 2) وقتى ضحاک بن قیس شیبانى خارجى، زمان کوتاهى در عراق حکومت یافت عبداللَّه بن عمروسلیمانبنهشامبهناچاربااوبیعتکردند.شبیلبنعزره،شاعرخارجى،بامباهاتگفت:المتَرأنّاللَّهظهردِینَهُ‏وَصَلَّتْ‏قریشخَلْفَ‏بکرِبن‏وائل‏«آیا ندیدى که چگونه خداوند دین خود را پیروز کرد وقریش پشت سر بکر بن وائل نماز خواند؟»(9) با توجه به زمینه‏هاى سیاسى وعصبیت‏هاى قومى ونژادى، که نمونه‏هایى از آن را نقل کردیم، کسانى که کینه وحسد امیرالمؤمنین على (ع) را در دل داشتند ولى به ناچار در سپاه آن حضرت قرار گرفته بودند وبه ظاهر از جمله اصحاب على (ع) به حساب مى‏آمدند، همواره در پى فرصتى بودند که به آن حضرت ضربه بزنند وآنچه را که مدت‏ها پنهان مى‏کردند آشکار سازند.

    چنین فرصتى در جنگ صفین ودر مسأله حکمیّت به دست آمد وآنها توانستند از ساده‏لوحى سربازان على (ع) سوء استفاده کنند وجمعیت زیادى را به دنبال خود بکشند وتا آن جا پیش رفتند که جنگ نهروان را بر امام مسلمین امیرالمؤمنین على (ع) تحمیل کردند.

    1-3- نام‏هاى دیگر خوارج خوارجرتاریخبهنام‏هاىدیگرىهممشهورندکهاینکآنهاراذکرمى‏کنیم: 1) «شُراه»: این کلمه جمع «شارى» به معناى فروشنده است.

    خوارج این نام را بسیار دوست مى‏داشتند، چون مى‏پنداشتند که جان خود را به خدا فروخته‏اند ودر راه او از جان خویش گذاشته‏اند.

    این نام مأخوذ از این آیه است که در شأن على (ع) در لیله المبیت نازل شده است: (وَمِنَالنّاسِمَنْیَشرىنَفسَهُابتِغاءَمَرْضاتِاللَّهِ؛(10)ازمردمکسانىهستندکهنفس خودراجهتخشنودىخداوندمى‏فروشند.) 2) «حَرُورِیَه»: به این علت، آنها را حروریه مى‏گویند که پس از ترک صفین ومخالفت با على (ع) به روستاى «حرورا» رفتند و این روستا دو میل با کوفه فاصله داشتهاست.(11) 3) «خَوارِجْ»: خوارج جمع «خارجى» است، از ریشه خروج به معنى «بیرون شدن» و «قیام کردن» است.

    نام مشهور این فرقه، همان خوارج است.

    این نام از حدیث معروفىکهازپیامبر(ص)درمقامپیشگویىازاینگروهرسیدهاقتباسشدهاستکهفرمود:«سَیَخرُجُقَومٌیَمرَقُونَمِنَالدّینِ؛بهزودىقومىخروجمى‏کنندکهآنهاازدینبیرونرفته‏اند.» 4) «مُحَکِّمَه»: خوارج در جریان جنگ صفین ودر اعتراض به مسأله حکمیّت، شعار «لا حکم إلّا للَّه» را سر دادند و نام «مُحَکِّمَه» از همین شعار معروف آنها گرفته شده است.

    مُحَکِّم یا مُحَکِّمه، اسم فاعل از تحکیم است وبه معناى کسى است که تحکیم را قبول ندارد؛ از این رو «ابنسیده»گفتهاست:اطلاقمحکمهبرخوارج،جنبهسلبىدارد،زیراآنهانفىتحکیممى‏کردند.»(12)وشاید محکِّمه اسم فاعل از مصدر جعلى تحکیم است که به معناى گفتن جمله«لاحکمإلّاللَّه»مى‏باشدمانند«مُکِّبر»بهمعناىکسىکه«اللَّهاکبر»مى‏گوید.

    5) «مارِقِین»: مارق از ماده مرق به معناى رها شدن وبیرون رفتن ودریدن است.(13) در حدیثى از پیامبر گرامى اسلام (ص) فتنه خوارج، پیش بینى شده است که در جنگ نهروان آن حدیث را خواهیم آورد.

    نام «مارقین» بر گرفته از همان حدیث پیامبر است.

    2- فرقه‏هاى خوارج خوارج بر اثر علل وعواملى به دسته وفرقه‏هاى مختلفى تقسیم شدند.

    در تعداد فرقه‏هاى خوارج، میان نویسندگان ملل ونحل، اختلاف نظر وجود دارد؛ اشعرى بیش از سى فرقه از آنها را نام مى‏برد.(14) ملطى آنها را بیست وپنج فرقه مى‏داند.

    (15) شهرستانى آنها را به هشت فرقه اصلى، تقسیم مى‏کند.(16) ایجى آنها را هفت فرقه مى‏داند.(17) رازى آنها را به بیست ویک فرقه تقسیم مى‏کند.

  • فهرست دانلود مقاله خوارج

تگ‌ها:

خوارج

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت