دانلود مقاله مرحله ‏بندى تبلیغ وبهره‏بردارى از فرصت‏ها و موقعیت‏ها دعوت

قیمت جدید: ۲۰,۰۰۰ تومان
۲۵,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله مرحله ‏بندى تبلیغ وبهره‏بردارى از فرصت‏ها و موقعیت‏ها دعوت

    زمان‏بندى مراحل مختلف دعوت
    مهم‏ترین شیوه در این محور، تعیین زمان دقیق فعالیت‏هاى تبلیغى بر اساس محاسبه شرایط و امکانات موجود است.

    پیامبر(ص) با الهام از آیات الهى، تبلیغ بى وقفه دین را باترتیب زمانى منطقى آغاز نمود و استمرار بخشید.

    در مورد مراحل اصلى دعوت پیامبر، میان سیره‏نویسان اندکى اختلاف نظر وجود دارد؛ گروهى مثل طبرى و ابن هشام همان دومرحله مشهور دعوت نهانى و آشکار مکه را مطرح مى‏کنند و گروهى نظیر یعقوبى به سه‏مرحله معتقدند؛ یعنى مرحله انذار خویشاوندان را پیش از دعوت علنى، مرحله‏اى جدا دانسته‏اند(1)، که با توجه به نزول دو آیه جداگانه در باب دعوت عشیره و دعوت همگانى و اقدام مجزاى رسول‏خدا(ص) براى هر یک، نظریه دوم صحیح‏تر به نظر مى‏رسد.

    بنابراین مراحل اصلى دعوت پیامبر به‏ویژه در مکه عبارتند از:
    1.دعوت مخفى و انفرادى:
    فراخواندن یکایک افراد مستعد و اسلام آوردن عده‏اى از اصحاب، پس از نزول آیه <قم فانذر»="" که="" بنا="" به="" روایتى="" که="" در="" طبقات="" ابن="" سعد="" ذکرشده،="" این="" دعوت="" سه="" سال="" طول="" کشیده="" است.(2)="" از="" امام="" صادق(ع)="" نقل="" شده="" که="" فرمود:پس="" از="" نزول="" وحى،="" رسول‏خدا(ص)="" سیزده="" سال="" در="" مکه="" بماند="" که="" سه="" سال="" آن="" با="" دعوت="" محتاطانه="" و="" پنهانى="" گذشت="" و="" او="" آشکارا="" تبلیغ="" نمى‏کرد="" تا="" آن="" که="" خداوند="" فرمان="" علنى="" دعوت="" را="" فرمود="" پس="" پیامبر="" دعوت="" خود="" آشکارا="" ادامه="" داد.(3)نیز="" به="" روایت="" طبرى،="" حضرت="" رسول="" از="" ابتداى="" نبوت="" تا="" سه="" سال="" به="" طور="" نهانى="" دعوت="" مى‏کرده="" است،="" تا="" آن="" که="" مأمور="" به="" اظهار="" دعوت="" شد="" و="" آیه=""><فَاصْدَعْ بِما="" تُؤْمَرُ="" وَأَعْرِضْ="" عَنِ="" المُشْرِکِینَ»(4)="" و="" آیه=""><وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ="" الأَقْرَبِینَ»(5)="" فرود="" آمدند.(6)="" درباره="" فلسفه="" این="" شیوه="" تبلیغى،="" نویسنده="" فروغ="" ابدیت="">
    افراد پخته و عاقل و دانا، همواره در راه نیل به مقاصد خود از همین طریق وارد مى‏شدند و رهبر عالى قدر اسلام از همین اصل مسلم استفاده نمود و سه سال تمام، بدون شتابزدگى در تبلیغ آیین خود مى‏کوشید و هر کس را که از نظر فکر و استعداد، شایسته و آماده مى‏دید، کیش خود را به او عرضه مى‏داشت...

    در ظرف این سه سال ابداً دست به دعوت عمومى نزد و فقط با افراد، تماس‏هاى خصوصى برقرار مى‏کرد.(7)از جمله نتایج اتخاذ این شیوه این بود که <سران قریش،="" در="" این="" سه="" سال،="" کوچک‏ترین="" جسارتى="" به="" پیامبر="" نمى‏کردند="" و="" همواره="" ادب="" و="" احترام="" او="" را="" نگاه="" مى‏داشتند="" و="" او="" نیز="" ظرف="" این="" مدت="" از="" بتان="" و="" خدایان="" آنها="" آشکارا="" انتقاد="">
    2.مرحله انذار عشیره با نزول آیه أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الأَقْرَبِینَ :
    در این مرحله که میان مرحله دعوت مخفى آشکار واقع گردید و مدت آن کوتاه‏تر از دو مرحله دیگر بود، پیامبر(ص) سعى در تشکیل نخستین صف ایمانى و خط دفاعى در مقابل دشمنى‏هاى روزافزون مشرکان لجوج داشت.

    در این مرحله، پیامبر با یارى جستن از تعلقات قبیله‏اى خویشانش، سعى در جلب حمایت آنان نمود.

    هرچند اتخاذ این شیوه در باره خویشاوندان پیامبر توفیق کامل نیافت و تنها دو عضو از آنان به او گرویدند (خدیجه و على)، اما این از اهمیت این شیوه نمى‏کاهد، به‏ویژه این که در دعوت پیامبران دیگر نیز به کار رفته و موفقیت آمیز بوده است.

    به‏هرحال تلاشى براى تشکیل هسته مرکزى دعوت با حضور گروهى است که علاوه بر قرابت ایمانى، تعلق نسبى و خونى نیز با صاحب دعوت دارند.
    در این مرحله که میان مرحله دعوت مخفى آشکار واقع گردید و مدت آن کوتاه‏تر از دو مرحله دیگر بود، پیامبر(ص) سعى در تشکیل نخستین صف ایمانى و خط دفاعى در مقابل دشمنى‏هاى روزافزون مشرکان لجوج داشت.

    به‏هرحال تلاشى براى تشکیل هسته مرکزى دعوت با حضور گروهى است که علاوه بر قرابت ایمانى، تعلق نسبى و خونى نیز با صاحب دعوت دارند.

    3.مرحله دعوت آشکار و همگانى: با نزول آیه شروع دعوت از خانواده و نزدیکان در میان همه مردم، بستگان هر مبلّغ پیش از دیگران با پیام دعوت آشنا مى‏شوند.

    قرابت قومى نیز باعث نزدیکى افکار مى‏شود.

    پس امکان اقناع آنان بیش از دیگران وجود دارد.

    به‏علاوه آن که، قرآن مسؤولیت هدایت، ارشاد و کمک به خانواده را لازم‏تر از هدایت و یارى دیگران مى‏شمرد؛ بنابر آنچه از مجموع روایات مختلف برمى‏آید، حضرت، بزرگان قریش را دعوت کرد و از رسالت خود با ایشان سخن گفت و گویا گرچه هیچ‏کدام این دعوت را نپذیرفتند، اما سخنى درشت نیز به او نگفتند، جز ابولهب عمّ پیغمبر که خطاب به بنى‏هاشم گفت: اى‏پسران عبدالمطلب !

    این زشت است، پیش از آن که دیگران جلو او را بگیرند، شما جلوش را بگیرید.

    زیرا اگر در آن وقت که دیگران بخواهند او را بگیرند، شما او را تسلیم‏کنید، تن به خوارى داده‏اید، و اگر بخواهید از او پشتیبانى کنید کشته مى‏شوید.

    ابوطالب گفت: به خدا تا زنده هستیم از او پشتیبانى خواهیم کرد.(15) گسترش دعوت بر اساس شرایط این جنبه از بطن دو شیوه گذشته استنباط و استخراج مى‏شود، بدین ترتیب که انتقال از یک‏مرحله و ورود به مرحله دیگر، همواره در تبلیغ حکیمانه نبوى بر پایه دلایلى بوده است که مى‏توان ازجمله، به تغییر شرایط، شدت و ضعف دشمنى و عناد مشرکان و یا وضعیت خانوادگى و پشتوانه حقوقى رسول‏خدا اشاره کرد.

    مبلّغ حکیم وظیفه دارد ضمن حفظ روحیه پشتکار و تلاش بى‏وقفه و پى‏گیرى اهداف مقطعى نگاه اصلى را متوجه هدف نهایى گرداند و این مهم مستلزم اتخاذ شیوه‏هاى انعطاف‏پذیر و قابل تغییر در مسیر دعوت است.پیامبر بزرگ اسلام، بر این اساس در هر مقطع با در پیش گرفتن شیوه‏هاى جدید، موجبات گسترش دعوت را فراهم مى‏آورد؛ آن‏گاه که به هیچ روى امکان تبلیغ دین نبود، تنها با رفتار موحدانه خود و عبادت حنیفانه و عدم احترام بت‏ها و التزام به فضایل اخلاقى به تبلیغ عملى مى‏پرداخت و آن زمان که ابلاغ دین به تک تک افراد میسر شد، به این کار آغاز کرد، اما اظهار دین میسر نبود.

    در مقطع بعد، توانست برخى از مظاهر مسلمانى از جمله طواف و نماز به شیوه مخصوص را در کنار کعبه به نمایش بگذارد.

    در کتاب سیره رسول الله آمده است:پس از اسلام آوردن عمر بن الخطاب، مسلمانان جرأت یافتند و تکبیرگویان از خانه بر پا نمودن پایگاه‏هاى تبلیغى برپایى محل یا مراکزى براى تبلیغ، موجب تمرکز بخشیدن به کار دعوت مى‏شود و از فعالیت‏هاى پراکنده و بى نتیجه جلوگیرى مى‏کند.

    در دعوت رسول‏خدا(ص)، پایگاه‏هاى پرجاذبه‏اى براى سازماندهى و هدایت مردم در نظر گرفته شده است.

    در ابتداى دعوت پنهانى، مشهور است که خانه هجرت از جمله اقدامات حضرت رسول(ص) که مصداق بارز ابتکار عمل و انعطاف‏پذیرى در اتخاذ شیوه و استفاده از فرصت‏هاست، موضوع هجرت مى‏باشد.

    پیامبر، با ابتکار هجرت، به همه مبلّغان آموزش داد که چگونه از شرایط فشار و اختناق، راهى به چشم‏اندازهاى دعوت آزادانه بگشایند، نه آن که با ماندن در محیط فشار، راضى به رکود دعوت شوند.زمانى که همه عرصه‏ها بر پیغمبر تنگ شد و خود را بدون پشتوانه احساس کرد و دندان‏هاى اشراف قریش را تیزتر دید، با روشن بینى و مطالعه دقیق شرایط مکه و مناطق مجاور، چگونگى اجراى این شیوه را با احتیاط سنجید و در نهایت گروه نخست مهاجران را به حبشه فرستاد و پس از وفات خدیجه و ابوطالب، خود، سفرى هجرت‏وار به طایف کرد و از آن نتیجه‏اى نگرفت و حتى با دشوارى (با جوار یکى از مشرکان) به مکه بازگشت.حضرت مى‏خواست یاران او مدتى از آزار و استهزا و تعقیب قریش در امان باشند، تا شاید زمانى فرا برسد که عده مسلمانان بیشتر و براى اسلام و تبلیغ آن محیط امن ترى به‏وجود آید.(19)بر این اساس دو علت براى مهاجرت وجود داشته؛ یکى در امان بودن از خطر و دوم، امکان تبلیغ بیشتر.

    امّا برخى علت اصلى هجرت را عمدتاً دریافتن پایگاه جدیدى براى دعوت خلاصه کرده‏اند: هجرت پیامبر به مدینه، پس از زمینه‏سازى و آمادگى کامل و دقیق و در شرایطى بسیار حساس و تعیین کننده صورت گرفت، موقعیتى که هجرت را یکى از مراحل خط سیر دعوت الهى اسلام قرار داد.

    چه، عکس العمل ها و اقدامات قریش در مکه، عملاً به رکود نسبى دعوت اسلامى انجامیده بود، هرچند افرادى، پیوسته وارد اسلام مى‏شدند.(20)سید قطب بر این عامل بسیار تأکید دارد که ادامه مى‏دهد: بدین ترتیب، رسول‏خدا پایگاهى دیگر غیر از مکه را نیاز داشت که حامى این اعتقاد و عاملى براى خروج از دوران بحران تبلیغ باشد و آزادى پیروان را تأمین نماید و این به نظر من، مهم‏ترین و نخستین عامل هجرت پیامبر بود.

    اینان، براى حفظ جانشان به هجرت نرفتند، بلکه براى ایجاد پایگاه و انتقال دعوت روانه شدند، چون همگى داراى قبیله و پشتوانه اجتماعى و حقوقى نیز بودند.(21)به هر حال، علت این هجرت هر چه بوده باشد، کارکرد تبلیغى آن غیر قابل اغماض و تأثیر آن در روند دعوت اجتناب ناپذیر است.

    رسول اکرم(ص) با این اقدام، گام‏هاى اولیه را براى گسترش دعوت به تمام مناطق با استوارى برداشت؛ مسلمانان مهاجر، پس از چند ماهى ترویج آیین مسلمانى، با شنیدن خبر دروغین سجده قریش و اسلام آوردن آنها بازگشتند، اما بنا به روایت واقدى؛پس از بازگشت، قریش برایشان بیشتر سخت گرفتند و خویشان ایشان، بر ایشان ظلم و ستم روا داشتند و مسلمانان آزار و سختى دیدند.

    پس حضرت رسول اجازه فرمود که براى بار دوم به حبشه مهاجرت کنند و این خروج دوم، پررنج‏تربود.(22)از همه مهم‏تر، هجرت آن حضرت به مدینه است.

    در هجرت به مدینه که در سال سیزدهم بعثت صورت گرفت، اولین نکته، انتخاب یثرب پس از بررسى و مطالعه دقیق است که بایستى در آن تمام ملاحظات اجتماعى و سیاسى در نظر گرفته شود.

    دیگر این که سبب اصلى هجرت، عدم امنیت براى ادامه دعوت، به ویژه به خطر افتادن جان پیامبر و مرکزیت دعوت با توطئه مردان قبایل مختلف مکه بوده است.

    اخذ بیعت از یاران چنان که قبلاً یادآور شدیم، پیامبر اسلام در موسم حج به نزد قبایل مختلف مى‏رفت و از آنها مى‏خواست به دعوت حق گرویده، از پرستش بت‏ها دست بردارند.

    در سال یازدهم بعثت، در همان موسم، شش یا هفت نفر از مدینه از قبیل خزرج در عقبه اولى واقع در منا با پیامبر ملاقات کردند و پس از شنیدن دعوت الهى، با توجه به سابقه ذهنى نسبت به ظهور پیامبر جدید که از زبان یهود مدینه شنیده بودند، آن را پذیرفتند.

    این عده در مدینه، آیین جدید را ترویج کردند، به طورى که خانه‏اى در مدینه نماند که از پیغمبر سخن به میان نیاید.

    در سال بعد، دوازده تن از مدینه که افراد سال قبل نیز در میان آنان بودند در همان عقبه اولى به زیارت پیامبر نایل شدند.

    اینان نیز که چند نفرشان از قبیله اوس بودند، بیعت کردند.

    این همان بیعت یا پیمان اول عقبه است.(23) اقدام مهم تبلیغى رسول‏خدا در این موقعیت، اعزام مصعب بن عمیر براى نمایندگى خود و آموزش دین و قرآن است که بهره‏بردارى مناسب از موقعیت را حکایت مى‏کند.مصعب، پس از تبلیغ مستمر و موفق خود، در موسم حج سال بعد، به همراه 75 نفر مسلمان مدنى به مکه آمد.

    آنان خواستار ملاقات با پیامبر و بیعت شدند.

    رسول‏خدا، وعده اواخر شب در جنب عقبه اولى را معین فرمود.

    در آن‏جا پس از گفت‏وگوهایى صمیمانه از آنان پیمان وفادارى و حمایت و تلاش در راه دعوت اسلام گرفت و به پیمان دوم عقبه و پیمان جنگ و پیکار (بیعهالحرب) شهرت یافت.(24)با اندک مطالعه و دقت در تاریخ اسلام روشن مى‏شود که این اقدامات و پیمان‏هاى متعاقب آن، تأثیر شگرفى در گسترش حساب شده دعوت و به‏ویژه فراهم شدن زمینه براى هجرت تاریخ‏ساز حضرت بر جاى نهاد.از سوى دیگر، با توجه به شرایط خاص اجتماعى عربستان واهمیت حلف و پیمان در میان عرب جاهلى به عنوان تنها عامل ثبات ومسالمت و ضامن همزیستى میان قبایل و تیره‏هاى مختلف، حساسیت و اهمیت این بیعت‏ها آشکارتر مى‏گردد.

    بخش دوم: مدارا و نرمش در برخورد و معاشرت پاسخ آرام به شبهه‏ها و تهمت‏ها تاریخ اسلام بیانگر آن است که زشت‏ترین نوع برخورد از جانب مشرکان و سران قریش با پیامبر بزرگوار اسلام صورت گرفت و شخصیت بى نظیرش آماج تیرهاى تهمت و دشنه‏هاى دشنام کوردلان واقع گردید، اما پاسخ آن حضرت، پیوسته همراه با کرامت نفس و برخاسته از مجد و بزرگ‏منشى ویژه او بود.

    این خصلتى است که خداوند به سبب آن بر پیامبر منّت گذاشته است: أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ؛ آیا ما به تو شرح صدر عطا نکردیم.

    نگاهى به مناظره و گفت‏وگوها و حوادث پیش آمده میان پیامبر و مخالفان، بویژه جریان مباهله و گفت‏وگو با یهود و نصارا وهمسخنى با برخى از اشراف قریش، حاکى از این معناست.

  • فهرست دانلود مقاله مرحله ‏بندى تبلیغ وبهره‏بردارى از فرصت‏ها و موقعیت‏ها دعوت

    فهرست
    عنوان صفحه
    بخش اول : مرحله‏بندى تبلیغ وبهره‏بردارى از فرصت‏ها و موقعیت‏ها..............................................3
    فصل اول: زمان‏بندى مراحل مختلف دعوت....................................................................................4
    1.دعوت مخفى و انفرادى. ............................................................................................................4
    2. مرحله انذار عشیره با نزول آیه أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الأَقْرَبِینَ. .................................................................5
    3. مرحله دعوت آشکار و همگانى....................................................................................................5
    فصل دوم: شروع دعوت از خانواده و نزدیکان.................................................................................6
    فصل سوم: گسترش دعوت بر اساس شرایط......................................................................................7
    فصل چهارم: بر پا نمودن پایگاه‏هاى تبلیغى.....................................................................................9
    فصل پنجم: هجرت.......................................................................................................................10
    فصل ششم: اخذ بیعت از یاران.......................................................................................................11
    بخش دوم : مدارا و نرمش در برخورد و معاشرت.........................................................................13
    فصل اول:پاسخ آرام به شبهه‏ها و تهمت‏ها.....................................................................................14
    فصل دوم: مرونت و آسان‏گیرى در مسایل شخصى.......................................................................15
    فصل سوم:ارتباط صمیمى با همگان.............................................................................................17
    فصل چهارم: تحمل ایذاى مشرکان و حتى مسلمانان....................................................................19
    بخش سوم: ابراز محبت و جلب اعتماد.................................................................................21
    فصل اول: اعطاى بخشش و هدیه به افراد و قبایل...................................................................22
    فصل دوم: خوش‏بینى به مؤمنان.............................................................................................22
    فصل سوم: عفو و گذشت زاید الوصف..................................................................................23
    فصل چهارم: مشورت با مؤمنان.............................................................................................25
    فصل پنجم: ترویج فرهنگ اخوت.........................................................................................27
    فصل ششم: مواسات و کمک به هر نحو ممکن.......................................................................28
    بخش چهارم: هماهنگى با مخاطبان در معیشت...................................................................29
    فصل اول: ساده زیستى......................................................................................................30
    فصل دوم: پرهیز از تکلّف و تشریفات..................................................................................30
    بخش پنجم: ادب و احترام وافر دربرابر مردم...................................................................32
    فصل اول: احترام به کودکان............................................................................................33
    فصل اول: احترام به همه اقشار و طبقات............................................................................34
    پی نوشت ها....................................................................................................................35
    منابع وماخذ.....................................................................................................................41
  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت