دانلود مقاله آرایه ‏های ادبی قرآن و جایگاه آنها در ترجمه

قیمت جدید: ۱۰,۰۰۰ تومان
۱۶,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله آرایه ‏های ادبی قرآن و جایگاه آنها در ترجمه

    پیش از آن که المعتزّ باللّه‏ عباسی (متوفی 296) کتاب البدیع را بنویسد و برای نخستین‏بار محسّنات بدیعی و آرایه‏های ادبی را به عنوان یک علم مطرح کند، در میان عرب‏ها توجه خاصی به زیبایی‏های کلام می‏شد و اگر چه این زیبایی‏ها تعریف نشده بود، اما به هر حال در نظم و نثر به کار می‏رفت.

    یک نمونه آن قرآن کریم است که از این نظر شاهکاری بزرگ به شمار می‏رود و به طوری که خواهیم دید انواع صنعت‏های بدیعی به گونه‏ای چشمگیر در آن به کار رفته است.
    المعتزّ با نوشتن کتاب خود، برای نخستین بار این علم را پایه گذاری کرد و اصطلاحات خاص آن را پدید آورد.

    البته پیش از او نیز محسنات بدیعی به کار می‏رفته و اصطلاح «بدیع» در میان اهل شعر و بلاغت رواج داشته است؛ مثلاً جاحظ (متوفی 255) را می‏بینیم که از بدیع در شعر شاعران یاد می‏کند، آن هم به گونه‏ای که گویا پیش از او اهل ادب این اصطلاح را می‏شناخته‏اند.1 خود المعتزّ تعریف «مطابقه» را که یک صنعت بدیعی است از خلیل بن احمد و تعریف «مذهب کلامی» را که آن نیز یکی از صنایع است از جاحظ نقل می‏کند.2 کاری که المعتزّ کرد این بود که با نوشتن کتاب البدیع به این مطالب متفرقه نظم خاصی داد و آن را به عنوان یک علم، فصل‏بندی کرد.

    او خود در آغاز کتاب اذعان کرده است که دانشمندان جدید آنچه را او در کتاب خود آورده، بدیع نامیده‏اند.3 المعتزّ در این کتاب از هفده نوع صنعت بدیعی نام برده است.
    پس از المعتزّ، این علم نیز مانند همه علوم دیگر سیر تکاملی خود را ادامه داد.

    قدامه بن جعفر با نوشتن کتاب نقد الشعر سیزده نوع و ابو هلال عسکری در کتاب الصناعتین هفت نوع دیگر بر آن افزودند.

    همچنین افرادی مانند ابن رشیق قیروانی در کتاب العمده و ابن سنان خفاجی در کتاب سرّ الفصاحه و عبدالقاهر جرجانی در اسرار البلاغه و دلائل الاعجاز و ابن ابی الاصبع در بدیع القرآن و سکاکی در مفتاح العلوم و یحیی بن حمزه علوی در الطراز کار را دنبال کردند و در نتیجه صنایع بدیعی به حدود صد نوع رسید.4
    ذکر این نکته در این جا ضروری است که در زمان متقدّمان کلمه «بدیع» به تمام انواع علومِ مربوط به فصاحت و بلاغت اطلاق می‏شد و گاهی هم از آن به «بیان» یاد می‏شد، و میان علومی که ما امروز آنها را به معانی و بیان و بدیع می‏شناسیم
    پیش از آن که المعتزّ باللّه‏ عباسی (متوفی 296) کتاب البدیع را بنویسد و برای نخستین‏بار محسّنات بدیعی و آرایه‏های ادبی را به عنوان یک علم مطرح کند، در میان عرب‏ها توجه خاصی به زیبایی‏های کلام می‏شد و اگر چه این زیبایی‏ها تعریف نشده بود، اما به هر حال در نظم و نثر به کار می‏رفت.

    یک نمونه آن قرآن کریم است که از این نظر شاهکاری بزرگ به شمار می‏رود و به طوری که خواهیم دید انواع صنعت‏های بدیعی به گونه‏ای چشمگیر در آن به کار رفته است.

    المعتزّ با نوشتن کتاب خود، برای نخستین بار این علم را پایه گذاری کرد و اصطلاحات خاص آن را پدید آورد.

    البته پیش از او نیز محسنات بدیعی به کار می‏رفته و اصطلاح «بدیع» در میان اهل شعر و بلاغت رواج داشته است؛ مثلاً جاحظ (متوفی 255) را می‏بینیم که از بدیع در شعر شاعران یاد می‏کند، آن هم به گونه‏ای که گویا پیش از او اهل ادب این اصطلاح را می‏شناخته‏اند.1 خود المعتزّ تعریف «مطابقه» را که یک صنعت بدیعی است از خلیل بن احمد و تعریف «مذهب کلامی» را که آن نیز یکی از صنایع است از جاحظ نقل می‏کند.2 کاری که المعتزّ کرد این بود که با نوشتن کتاب البدیع به این مطالب متفرقه نظم خاصی داد و آن را به عنوان یک علم، فصل‏بندی کرد.

    او خود در آغاز کتاب اذعان کرده است که دانشمندان جدید آنچه را او در کتاب خود آورده، بدیع نامیده‏اند.3 المعتزّ در این کتاب از هفده نوع صنعت بدیعی نام برده است.

    پس از المعتزّ، این علم نیز مانند همه علوم دیگر سیر تکاملی خود را ادامه داد.

    همچنین افرادی مانند ابن رشیق قیروانی در کتاب العمده و ابن سنان خفاجی در کتاب سرّ الفصاحه و عبدالقاهر جرجانی در اسرار البلاغه و دلائل الاعجاز و ابن ابی الاصبع در بدیع القرآن و سکاکی در مفتاح العلوم و یحیی بن حمزه علوی در الطراز کار را دنبال کردند و در نتیجه صنایع بدیعی به حدود صد نوع رسید.4 ذکر این نکته در این جا ضروری است که در زمان متقدّمان کلمه «بدیع» به تمام انواع علومِ مربوط به فصاحت و بلاغت اطلاق می‏شد و گاهی هم از آن به «بیان» یاد می‏شد، و میان علومی که ما امروز آنها را به معانی و بیان و بدیع می‏شناسیم، تداخل وجود داشت.

    مثلاً عبدالقاهر جرجانی در دو کتاب اسرار البلاغه و دلائل الاعجاز گاهی از علوم بلاغت به عنوان بدیع و گاهی به عنوان بیان یاد می‏کند.

    درباره جرجانی گفته‏اند که او بنیانگذار علوم بلاغت بوده و همان‏گونه که المعتزّ در محسنات بدیعی مؤسس بود، جرجانی نیز در موضوعاتی مانند استعاره و تمثیل و مجاز نوآوری داشته است.

    خود وی در جایی تصریح می‏کند که اساس بلاغت را او وضع کرده است.5 ضمنا فخررازی این دو کتاب جرجانی را تلخیص و تنقیح کرده و آن را نهایه الاعجاز فی درایه الایجاز نامیده است.6 تقسیم بندی علوم بلاغت به علم معانی و بیان و بدیع از ابتکارهای سکاکی (متوفی 626) است که با نوشتن کتاب مفتاح العلوم دست به این کار زد.

    این تقسیم‏بندی مورد پذیرش محققان پس از وی نیز قرار گرفت و هم اکنون به همان سبک جریان دارد.

    ابن خلدون، سکاکی را واضع علوم بلاغت می‏داند،7 در صورتی که چنین نیست، بلکه همان گونه که گفتیم المعتزّ و جرجانی واضعان آن هستند و سکاکی تنها این سه علم را از هم تفکیک کرده است.

    این موضوع در زمان یحیی بن حمزه یمنی (متوفی 799) هم معروف بوده است.

    او در مقدمه کتاب خود می‏گوید: «نخستین کسی که علم بیان را پایه گذاری کرد عبدالقاهر جرجانی بود که دو کتاب اسرار البلاغه و دلائل الاعجاز را نوشت».

    آن گاه تأسف می‏خورد که هیچ کدام از این دو کتاب را ندیده است.8 پس از سکاکی روش او دنبال شد و خطیب قزوینی کتاب او را تلخیص کرد و سعدالدین تفتازانی تلخیص خطیب را دوبار با نام‏های المطوّل و المختصر فی شرح تلخیص المفتاح شرح کرد.

    امروزه کتاب متداول میان طلاب این علم، همین دو کتاب تفتازانی است.

    سخنوران فارسی زبان نیز به پیروی از اساتید علوم بلاغت عربی در این زمینه کار کردند و کتاب‏های پر ارجی مانند ترجمان البلاغه، تألیف محمد بن عمر رادویانی، از سخنوران قرن پنجم،9 و حدائق السحر فی دقایق الشعر، تألیف رشید الدین وطواط (متوفی 573) و کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم تألیف شمس‏الدین محمد بن قیس رازی از مؤلفان قرن ششم، به رشته تحریر درآمد.

    این کتاب‏ها نمونه‏هایی از کتب مربوط به علوم بلاغت در زبان فارسی هستند.

    در این کتاب‏ها هر چند که اصطلاحات از عربی وام گرفته شده ولی مثال‏هایی که به کار رفته غالبا از شعر فارسی است و کم و بیش از قرآن و اشعار عربی نیز مثال آورده شده است.

    مطلبی که ذکر آن در این جا خالی از فایده نیست این است که بعضی از شاعران عرب و عجم شعرهای بلندی ساختند و در هر بیت آن یک یا چند صنعت بدیعی را به کار بردند.

    این‏گونه شعرهای بلند را «بدیعیه» می‏گویند.10 ظاهر این است که بدیعیه سرایی در شعر فارسی جلوتر از شعر عربی بوده است.

    نخستین بدیعیه عربی که بسیار استوار و مشتمل بر همه یا بیشتر صنعت‏هاست مربوط به صفی الدین حلی از شعرای قرن هشتم است که شیعی مذهب بود.

    او بدیعیه خود را که مشتمل بر یکصد و پنجاه نوع صنعت بدیعی است، در مدح پیامبر اسلام(ص) در وزن بسیط در 145 بیت سرود که با این مطلع آغاز می‏شود: واقر السلام علی عرب بذی سلم ان جئت سلعا فسل عن جیره العلم نام این بدیعیه «الکافیه البدیعه فی مدح خیر البریه» است که متن آن در انوار الربیع سید علی خان آمده و جداگانه نیز چاپ شده است.

    گویا پیش از این بدیعیه، بدیعیه‏های عربی دیگری نیز وجود داشته که در این حد جامع نبوده‏اند.11 بعدها نیز به پیروی از حلی بدیعیه‏های بسیاری نوشته شده است که علامه امینی از 35 بدیعیه نام می‏برد.12 در میان شاعران فارسی زبان نیز بدیعیه سرایی وجود داشته که از جمله آنها قصیده رائیه قوامی مطرزی از شعرای قرن ششم در مدح قزل ارسلان به نام «بدایع الاسحار فی صنایع الاشعار» است که 83 صنعت را در بر دارد و با این مطلع آغاز می‏شود: وی ملک را ثنای صدر تو کار ای فلک را هوای قدر تو یار و با این بیت پایان می‏یابد: سال و مه جز طرب مبادت کار روز و شب جز سخا مبادت شغل بر این قصیده شرح‏هایی نیز نوشته شده که از جمله آنها شرحی است که توسط محمود بن عمر نجاتی نیشابوری انجام گرفته است.13 پس از مطرزی بدیعیه‏های دیگری نیز در فارسی سروده شد که بدیعیه سلمان ساوجی و اهلی شیرازی که هر کدام در جای خود کاری بدیع و شگفت‏انگیزند، از جمله آنها به شمار می‏روند.

    بعضی از ادبای عرب و فارس کارهای شگفت دیگری نیز انجام دادند؛ از جمله این که قصیده‏ها یا خطبه‏هایی بدون الف یا بدون نقطه پدید آوردند که بعضی از آنها به حضرت امیرالمؤمنین(ع) نسبت داده شده است.

    واصل بن عطا که خود مخرج حرف راء نداشت به گونه‏ای سخن می‏گفت که از این حرف کمتر استفاده شود.14 از جمله این کارهای حیرت‏انگیز کتابی است به نام سواطع الالهام در تفسیر قرآن کریم که همه قرآن را در بر می‏گیرد.

    در این کتاب از اول تا آخر از حروف بی‏نقطه که به آن حروف مهمله می‏گویند، استفاده شده است.

    این کتاب توسط شخصی به نام ابوالفضل فیضی که از شیعیان هندوستان بوده نگارش یافته و نسخه‏های خطی متعددی از آن وجود دارد که اخیرا با تحقیق و همت آقای دکتر مرتضی آیت اللّه‏زاده شیرازی در شش جلد چاپ شده است.

    صنایع بدیعی در قرآن در قرآن کریم که معجزه جاویدان پیامبر اسلام(ص) و در اوج فصاحت و بلاغت است، آرایه‏های ادبی و محسنات بدیعی فراوانی به کار رفته و نکته‏های ظریف و لطیفی در آن وجود دارد که چشم و گوش هر خواننده و شنونده‏ای را نوازش می‏دهد.

    درباره صنایع بدیعی قرآن کتاب‏های بسیاری نوشته شده است و اساسا تمام کتاب‏های مربوط به فصاحت و بلاغت و بدیع به قرآن نظر دارند و مثال‏هایی که می‏آورند معمولاً از آیات قرآنی است.

    از جمله می‏توان از الاعجاز والایجاز نوشته ابومنصور ثعلبی و سرّ الفصاحه نوشته ابن سنان خفاجی و اسرار البلاغه و دلائل الاعجاز عبدالقاهر جرجانی و الطراز یحیی بن حمزه علوی و به خصوص کتاب بدیع القرآن ابن ابی الاصبع نام برد.

    کتاب اخیر مفصل‏ترین کتاب پیرامون آرایه‏های ادبی و صنایع بدیعی قرآن است که در آن از حدود 100 نوع صنعت بدیعی در قرآن با ذکر مثال‏های متعدد یاد شده است.15 صنایع بدیعی قرآن گاهی آن چنان در اوج عظمت قرار دارد که انسان را دچار شگفتی و حیرت می‏کند، به ویژه آن که به‏کارگیری این زیبایی‏ها بدون هیچ گونه تکلفی صورت گرفته و سخن در عین روانی و شیوایی مشحون از این زیبایی‏هاست.

  • فهرست دانلود مقاله آرایه ‏های ادبی قرآن و جایگاه آنها در ترجمه

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت