دانلود مقاله حکیم ابوالمجدود مجدودبن آدم سنایی

  • Code: # 16098

  • تعداد صفحات: 18
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: مشاهیر و بزرگان
قیمت جدید: ۱۰,۰۰۰ تومان
۱۶,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله حکیم ابوالمجدود مجدودبن آدم سنایی

    حکیم ابوالمجدود مجدودبن آدم سنایی، شاعر بزرگ و عارف عاشق در اواسط یا اوایل نیمه دوم قرن پنجم هجری قمری درغزنین چشم به جهان گشود.

    پس از آگاهی از فنون زبان و سخنوری، به عادت شاعران زمان به دربار روآورد و در دستگاه غزنویان به جرگه شاعران مداح درآمد.


    زندگی سنایی در آغاز آمیخته با آلودگیهای اهل دربار بود؛ تا این که شاعر بزرگ به جذبه حق، صید کمند عشق شد و جمال دوست،غارتگر جان و دلش گردید.

    سودای عشق، انگیزه پشت کردن و بریدن او از امور و اوهام دنیوی بود.


    درباره تحول درونی و رویکرد او به عالم عرفان، اهل خانقاه به افسانه‏ای معتقد بودند که جامی در نفحات‏الانس آن را چنین روایت می‏کند:
    «سلطان محمود سبکتکین در فصل زمستان به عزیمت گرفتن بعضی از دیار کفار از غزنین بیرون آمده بود و سنایی در مدح وی قصیده‏ای گفته بود.

    می‏رفت تا به عرض رساند.


    به در گلخن رسید که یکی از مجذوبان و محبوبان که از حد تکلیف بیرون رفته و مشهور بود به «لای خوار»؛ زیرا که پیوسته لای شراب خوردنی، در آن جا بود.

    آوازی شنید که با ساقی خود می‏گفت که: «پر کن قدحی به کوری محمودک سبکتکین تا بخورم!»
    ساقی گفت: «محمود مرد غازی است و پادشاه اسلام!»
    گفت: «بس مردکی ناخشنود است.

    آنچه در تحت حکم وی درآمده است در حیز ضبط، نه درآورده می‏رود تا مملکت دیگر بگیرد.»
    یک قدح گرفت و بخورد.

    باز گفت: «پرکن قدحی دیگر به کوری سنائیک شاعر!» ساقی گفت: «سنایی مردی فاضل و لطیف است.» گفت: «اگر وی لطیف طبع بودی به کاری مشغول بودی که وی را به کار آمدی.

    گزافی چند در کاغذی نوشته که به هیچ کار وی نمی‏آید و نمی‏داند که وی را برای چه کار آفریده‏اند.» سنایی چون آن بشنید، حال بر وی متغییر گشت و به تنبیه ان لای خوار از مستی غفلت هشیار شد و پای در راه نهاد و به سلوک مشغول شد.

    تغییر رویه شاعر چه به صورت ناگهانی و آنی باشد و چه از روی علم و آگاهی و معرفت و شناخت، عملاً زندگی و اندیشه او را متحول و دچار دگرگونی کرد.

    سالهایی از دوره نوجوانی وی در شهرهای بلخ، سرخسو هرات نیشابور سپری شد و احتمالاً در همان ایام راه کعبه در پیش و به زیارت حج مشرف شد.

    در همین سفر معنوی بود که بسیاری از شیفتگان حقیقت و عرفان را شناخت و مقدمات انقلابی درونی در وی پدید آمد.

    به هر تقدیر، شاعر شوریده بقیه عمر را در کنج خلوت و انزوای صوفیانه گذراند و به تدوین و تنظیم اشعارش پرداخت و از جمله، مثنوی مشهورش به نام حدیقه‏الحقیقه و شریعه‏الطریقه را به اتمام رساند.

    سنایی در سال 535 ه .

    ق در گذشت و اکنون مقبره‏اش در غزنین، زیارتگاه خاص و عام است.

    آثار او غییر از دیوان غزلیات و قصاید،عبارتند از: 1 ـ حدیقه‏الحقیقه و شریعه‏الطریقه: این مثنوی را الهی‏نامه نیز می‏نامند، دارای ده هزار بیت در ده باب است.

    سنایی سرایش آن را در سال 524 ه .

    ق شروع کرد و در سال 525 ه .

    ق به اتمام رساند.

    موضوعات این کتاب، علاوه بر نعمت (ستایش) خدا و رسول و آل و اصحاب او، درباره عقل و علم و حکمت و عشق است.

    حدیقه‏الحقیقه از منظومه‏هایی است که بر بسیاری از شاعران تأثیر گذارده است.

    سنایی با سرودن این منظومه، باب تازه‏ای را در سرایش منظومه‏های عرفانی در تاریخ ادب و عرفان گشود.

    شاعران بزرگی همچون خاقانی و نظامی به ترتیب تحفهالعراقین و مخزن‏الاسرار را تحت تأثیر مستقیم این منظومه سرودند و سالها بعد، عطار و مولانا سرایش مثنویهای عرفانی را به اوج تکامل رساندند.

    2 ـ سیرالعباد الی معاد: سیر العباد، مثنویی با بیش از هفتصد بیت است که شاعر در آن به شیوه تمثیلی از خلقت آدمی و اقسام نفوس و عقل و مسائل اخلاقی سخن می‏گوید.

    3 ـ طریق التحقییق؛ 4 ـ کارنامه بلخ؛ 5 ـ عشقنامه؛ 6 ـ عقلنامه؛ 7 ـ تجربه‏العلم.

    شعر سنایی، شعری توفنده و پرخاشگر است.

    مضامین اغلب قصاید او در نکوهش دنیاداری و دنیاداران است.

    او با زاهدان ریایی و حکام ستمگر که هر کدام توجیه‏گر کار دیگری هستند، بی‏پروا می‏ستیزد و از بیان حقیقت عریان که تلخ و گزنده نیز می‏باشد، ابایی ندارد.

    سنایی با نقد اوضاع اجتماعی روزگارش، علاوه بر بیان دردها و معضلاتی که دامنگیر زمانه شده است، نشان می‏‏دهد که شاعری اهل درد و دین است؛ آن هم در زمانه‏ای که سروران راستین شریعت در آن جایی ندارند و اهل فسق و تظاهر بر سریر قدرت تکیه زده‏اند؛ پادشاهان زورمدار به داد دادخواهان ضعیف نمی‏رسند و بلکه به بیداد می‏کوشند.

    تفکر شبه یونانی بر تفکر شرعی و وحیانی غلبه کرده است؛ در صوفیان، صفایی نیست؛ مجالس ذکر، مجالس برنج و شیر و شکر شده است و از زهد و عرفان و اسمای الهی در آنها خبری نیست؛ حرام‏خواری رایج و خالصان خوب کردار منزوی شده‏اند؛ نشانی از سلامت دین و درستی وجدان در ابنای زمانه دیده نمی‏شود؛ و...

    بخش عمده‏ای از مضمون و اندیشه در قصاید سنایی بر مدار انتقادات اجتماعی است.

    لبه تیز تیغ زبان او در اغلب موارد متوجه زراندوزان و حکام ظالم است.

    سنایی بارها با تصویر زندگی زاهدانه پیامبر و معصومین و صحابه و تأکید بر آن در قصایدشؤ سعی دارد جامعه آرمانی خود ـ که عرصه ظهور در واقعیت یدا کرده است ـ را نشان دهد.

    اندیشه زهد و عرفان نیز از مهمترین محورهای موضوعی در قصاید سنایی است.

    نکوهش دنیا، تفکر درباره مرگ، توصیه به گسستن از آرزوهای طولانی و بی‏حد و حصر، تذکر به خویشتن حقیقی آدمی، از مضامین رایج قصاید اوست: ای مسلمانان خلایق حال دیگر کرده‏اند از سر بی‏حرمتی معروف منکر کرده‏اند شرع را یک سو نهادستند اندر خیر و شر قول بطلمیوس و جالینوس باور کرده‏اند عالمان بی‏عمل از غایت حرص و امل خویشتن را سخره اصحاب لشکر کرده‏اند خون چشم بیوگان است آن که در وقت صبوح مهتران دولت اندر جام و ساغر کرده‏اند...

    تا کی از دارالغروری ساختن دارالسرور؟

    تا کی از دارالفراری ساختن دارالقرار؟

    بر در ماتم سرای دین و چندین ناز و نوش؟

    در ره رعنا سرای دیو و چندان کار و بار ...

    اگر فردوسی و ناصرخسرو را استثنا کنیم، سنایی از اولین شاعران تفکر مدار تاریخ شعر فارسی است که با تزریق اندیشه عرفانی به کالبد شعرش، زمینه تحولی وسیع را در نگرش و شیوه فکر شاعران پس از خود به وجود می‏آورد و سایه سنگینش بر شعر فارسی تا چند قرن پس از او گسترده می‏شود.

    راهی که سنایی در پیش می‏گیرد، فقط منحصر به یک قالب نمی‏ماند؛ بلکه قدرت شاعر در به کارگیری الفاظ و تسلط او بر زبان شعر، همراه با اندیشه‏های بدیعی که دارد، به او این امکان را می‏دهد تا هم در غزل و هم در مثنوی و قصیده طرحی نو درافکند در صورتی که تا پیش از او، موضوع قصیده محدود به مدح پادشاهان و وابستگان درباری و احیاناً توصیفات طبیعی همچون بهاریه و خزاینه‏ها و...

    بود و نمایندگان مشخص این نوع قصاید، شاعرانی همچون عنصری، فرخی و منوچهری بودند.

    غزل نیز در حوزه عشق مجاز و هوا و هوسهای زمینی محدود مانده بود و شاعران، وابستگان خاک بودند تا طایران افلاک.

    مثنوی حماسی با کار عظییم حکیم فردوسی تثبیت شده بود و به جز چند قصه منظوم عاشقانه، اثر سترگ دیگری در این قالب مجال ظهور نیافته و ظرفیت حقیقی آن هنوز ناشناخته بود.

    شورش سنایی بر خویش، عین شورش او بر وضع موجود زمانه بود و تبعات این تحول و دگرگونی بی‏هیچ تصنع و تکلفی در آثار و اشعار او نمایان شد؛ وی از اولین شاعرانی بود که طرح مسائل اجتماعی و عرفانی و زهد و حکمت معنوی را در قصیده رایج کرد و در این کار، صاحب مقامی شامخ شد؛ طوری که هنوز بسیاری از قصاید او نمونه برتر قصاید اجتماعی، عارفانه و زاهدانه‏اند.

    در حوزه غزل نیز سنایی پنجره اشراق و جذبه‏های معنوی را به روی آن گشود و غزل را زبان عشق و شور عارفانه کرد.

    سنایی در قالب مثنوی به بیان حکمت معنوی و نعمت پیامبر (ص) با نوعی بیان تمثیلی پرداخت که الهام بخش بسیاری از شاعران پس از خود، همچون خاقانی و نظامی و عطار و مولوی در سرودن مثنویهای حکمی و عرفانی شد.

    بیهوده نیست که خاقانی برای اثبات ارج و عظمت شعرش، خود را با سنایی مقایسه می‏کند و مدعی است که خلف شایسته سنایی است: چو زمان عهد سنایی درنوشت آسمان چون من سخن گستر بزاد چون به غزنین ساحری شد زیر خاک خاک شروان ساحری نوتر بزاد و نظامی، مخزن‏الاسرارش را با حدیقه‏الحقیقه سنایی برابر می‏نهد: نامه دو آمد ز دو ناموسگاه هر دو مسجل به دو بهرام شاه آن زری از کان کهن ریخته وین دری از بحر نو انگیخته آن به درآورده ز غزنی علم وین زده بر سکه رومی رقم و مولانا می‏سراید: عطار روح بود و سنایی دو چشم او ما از پی سنایی و عطار آمدیم زبان شعر سنایی در قصاید و مثنویهایش زبانی صلب و سخت است؛ چه هنگامی که لب به سخن حکیمانه باز می‏کند و چه زمانی که بر ریزه‏خواران خوان تملق برمی‏شورد.

    قصاید او چنان قلعه‏های باشکوهی هستند که تسخیر آنها از عهده هر پهلوانی برنمی‏آید و هم از این روی است که از انبوه شاعران عارف و غیر عارف تاریخ ادب فارسی فقط بعضی توانایی آن را داشته‏اند که رخنه‏ای در قلعه‏های او به وجود آورند و غنیمتی فراچنگ آرند.

    زبان قصاید او در عین استواری و استحکام، زیبایی و ویژگیهای زیبایی شناختی خاص خود را دارد.

    زبان حکمت، انتقاد و عشق است؛ و گاه در حکم تیغ برنده‏ای است که حتی خود شاعر نیز از گزند آن مصون نمی‏ماند و هنگامی که جنون شاعرانه او گل می‏کند، دیگر هیچ زنجیری را تاب آن نیست که او را مقید اوامر ملوکانه و اخلاق رایج آدمهای کمتر از متوسط نگهدارد.

    غزلیات سنایی به حکم مضمون عاششقانه‏ای که دارند، لطیفتر و قلندرانه‏ترند؛ البته هنگام داوری درباره شعر سنایی همواره باید دو دوره فکری او را در نظر داشته باشیم؛ زیرا شعر او پیش از تحول و انقلاب درونی‏اش بیشتر با وضع موجود زمانه هماهنگ بود و او را شاعری مداح و مقلد محسوب می‏شد؛ اما پس از تحول درونی، شعر او نیز متحول، و تفکر و حکمت معنوی وجه ممیز و غالب شعر او شد.

  • فهرست دانلود مقاله حکیم ابوالمجدود مجدودبن آدم سنایی

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت