دانلود مقاله سخنرانی استاد مطهری

  • Code: # 19279

  • تعداد صفحات: 48
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: مشاهیر و بزرگان
قیمت جدید: ۲۰,۰۰۰ تومان
۲۵,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله سخنرانی استاد مطهری

    برگرفته شده از مجموعه سخنرانیهای استاد مطهری رحمت الله علیه لغت تقوا این کلمه از کلمات شایع و رایج دینی است ، در قرآن کریم به صورت‏ اسمی و یا به صورت فعلی زیاد آمده است .

    تقریبا به همان اندازه که از ایمان و عمل نام برده شده و یا نماز و زکات آمده ، و بیش از آن مقدار که مثلا نام روزه ذکر شده ، از تقوا اسم برده شده است .

    در نهج‏البلاغه از جمله کلماتی که زیاد روی آنها تکیه شده کلمه تقوا است .

    در نهج‏البلاغه‏ خطبه‏ای هست طولانی به نام خطبه متقین .

    این خطبه را امیرالمؤمنین در جواب تقاضای کسی ایراد کرد که از او خواسته بود توصیف مجسم کننده‏ای از متقیان بکند .

    امام ابتدا استنکاف کرد و به ذکر سه چهار جمله اکتفا فرمود ولی آن شخص که نامش همام بن شریح بود و مردی مستعد و برافروخته بود قانع نشد و در تقاضای خود اصرار و سماجت کرد .

    امیرالمؤمنین ( ع ) شروع به سخن کرد و با بیان بیش از صد صفت و ترسیم‏ بیش از صد رسم از خصوصیات معنوی و مشخصات فکری و اخلاقی و عملی متقیان‏ سخن را به پایان رسانید .

    مورخین نوشته‏اند که پایان یافتن سخن علی همان‏ بود و قالب تهی کردن همام بعد از یک فریاد همان .

    مقصود اینست که این کلمه از کلمات شایع و رایج دینی است .

    در میان‏ عامه مردم هم این کلمه زیاد استعمال می‏شود .

    این کلمه از ماده وقی است که به معنای حفظ و صیانت و نگهداری‏ است .

    معنای اتقاء احتفاظ است .

    ولی تاکنون دیده نشده که در ترجمه‏های فارسی ، این کلمه را به صورت حفظ و نگهداری ترجمه کنند .

    در ترجمه‏های فارسی اگر این کلمه را به صورت اسمی استعمال شود مثل خود کلمه‏ تقوا و یا کلمه متقین ، به پرهیزکاری ترجمه می‏شود .

    مثلا در ترجمه « هدی للمتقین » گفته می‏شود : هدایت است برای پرهیزکاران .

    و اگر به صورت فعلی استعمال شود خصوصا اگر فعل امر باشد و متعلقش ذکر شود ، به معنای خوف و ترس ترجمه می‏شود .

    مثلا در ترجمه « اتقوا الله‏ یا « اتقوا النار » گفته می‏شود : از خدا بترسید .

    البته کسی مدعی نشده که معنای تقوا ترس یا پرهیز و اجتناب است‏ بلکه چون دیده شده لازمه صیانت خود از چیزی ترک و پرهیز است و همچنین‏ غالبا صیانت و حفظ نفس از اموری ، ملازم است با ترس از آن امور ، چنین‏ تصور شده که این ماده مجازا در بعضی موارد به معنای پرهیز و در بعضی‏ موارد دیگر به معنای خوف و ترس استعمال شده است .

    و البته هیچ مانعی هم در کار نیست که این کلمه مجازا به معنای پرهیز و یا به معنای خوف استعمال بشود ، اما از طرف دیگر موجب و دلیلی هم‏ نیست که تأیید کند که از این کلمه یک معنای مجازی مثلا ترس یا پرهیز قصد شده .

    چه موجبی هست که بگوئیم معنای اتقوا الله اینست که از خدا بترسید و معنای اتقوا النار اینست که از آتش بترسید ؟

    !

    بلکه‏ معنای این‏گونه جمله‏ها این است که خود را از گزند آتش حفظ کنید و یا خود را از گزند کیفر الهی محفوظ بدارید .

    بنابراین ترجمه صحیح کلمه تقوا خود نگهداری است که همان ضبط نفس است و متقین یعنی خود نگهداران‏ .

    راغب در کتاب مفردات القرآن می‏گوید : الوقایه حفظ الشی‏ء مما یؤذیه ، و التقوی جعل النفس فی وقایه مما یخاف ، هذا تحقیقه‏ ، ثم یسمی الخوف تاره تقوی و التقوی خوفا ، حسب تسمیه مقتضی الشی‏ء بمقتضیه و المقتضی بمقتضاه ، و صار التقوی فی عرف الشرع حفظ النفس مما یوثم و ذلک بترک المحظور .

    یعنی وقایه عبارت است از محافظت‏ یک چیزی از هر چه به او زیان می‏رساند .

    و تقوا یعنی نفس را در وقایه‏ قرار دادن از آنچه بیم می‏رود .

    تحقیق مطلب این است ، اما گاهی به قاعده‏ استعمال لفظ مسبب در مورد سبب و استعمال لفظ سبب در مورد مسبب ، خوف‏ بجای تقوا و تقوا بجای خوف استعمال می‏گردد .

    تقوا در عرف شرع یعنی‏ نگهداری نفس از آنچه انسان را به گناه می‏کشاند به اینکه ممنوعات و محرمات را ترک کند .

    راغب صریحا می‏گوید تقوا یعنی خود را محفوظ نگاهداشتن ، و می‏گوید استعمال کلمه تقوا به معنای خوف ، مجاز است ، و البته تصریح برگرفته شده از مجموعه سخنرانیهای استاد مطهری رحمت الله علیه لغت تقوا این کلمه از کلمات شایع و رایج دینی است ، در قرآن کریم به صورت‏ اسمی و یا به صورت فعلی زیاد آمده است .

    این کلمه از ماده " وقی " است که به معنای حفظ و صیانت و نگهداری‏ است .

    معنای " اتقاء " احتفاظ است .

    در ترجمه‏های فارسی اگر این کلمه را به صورت اسمی استعمال شود مثل خود کلمه‏ " تقوا " و یا کلمه " متقین " ، به پرهیزکاری ترجمه می‏شود .

    مثلا در ترجمه " « هدی للمتقین »" گفته می‏شود : هدایت است برای پرهیزکاران .

    مثلا در ترجمه " « اتقوا الله‏ " یا " « اتقوا النار »" گفته می‏شود : از خدا بترسید .

    البته کسی مدعی نشده که معنای " تقوا " ترس یا پرهیز و اجتناب است‏ بلکه چون دیده شده لازمه صیانت خود از چیزی ترک و پرهیز است و همچنین‏ غالبا صیانت و حفظ نفس از اموری ، ملازم است با ترس از آن امور ، چنین‏ تصور شده که این ماده مجازا در بعضی موارد به معنای پرهیز و در بعضی‏ موارد دیگر به معنای خوف و ترس استعمال شده است .

    چه موجبی هست که بگوئیم معنای " اتقوا الله " اینست که از خدا بترسید و معنای " اتقوا النار " اینست که از آتش بترسید ؟

    بنابراین ترجمه صحیح کلمه تقوا " خود نگهداری " است که همان ضبط نفس است و متقین یعنی " خود نگهداران‏ " .

    " راغب " در کتاب " مفردات القرآن " می‏گوید : " الوقایه حفظ الشی‏ء مما یؤذیه ، و التقوی جعل النفس فی وقایه مما یخاف ، هذا تحقیقه‏ ، ثم یسمی الخوف تاره تقوی و التقوی خوفا ، حسب تسمیه مقتضی الشی‏ء بمقتضیه و المقتضی بمقتضاه ، و صار التقوی فی عرف الشرع حفظ النفس مما یوثم و ذلک بترک المحظور " .

    یعنی " وقایه عبارت است از محافظت‏ یک چیزی از هر چه به او زیان می‏رساند .

    تقوا در عرف شرع یعنی‏ نگهداری نفس از آنچه انسان را به گناه می‏کشاند به اینکه ممنوعات و محرمات را ترک کند " .

    " راغب " صریحا می‏گوید تقوا یعنی خود را محفوظ نگاهداشتن ، و می‏گوید استعمال کلمه تقوا به معنای خوف ، مجاز است ، و البته تصریح نمی‏کند که در مثل " « اتقو الله »" معنای مجازی قصد شده ، و چنانکه‏ گفتیم دلیلی نیست که تأیید کند در مثل آن جمله‏ها مجازی به کار رفته است‏ .چیزی که نسبه عجیب به نظر می‏رسد ترجمه فارسی این کلمه به " پرهیزگاری‏ " است .

    دیده نشده تاکنون احدی از اهل لغت مدعی شده باشد که این کلمه‏ به این معنا هم استعمال شده ، چنانکه دیدیم " راغب " از استعمال این‏ کلمه به معنای خوف اسم برد ولی از استعمال این کلمه به معنای پرهیز نام‏ نبرد .

    معلوم نیست از کجا و چه وقت و به چه جهت در ترجمه‏های فارسی ، این کلمه به معنای پرهیزکاری ترجمه شده است ؟

    گمان می‏کنم که تنها فارسی زبانان هستند که از این کلمه مفهوم پرهیز و اجتناب درک می‏کنند .

    هیچ عربی زبانی در قدیم یا جدید این مفهوم را از این کلمه درک نمی‏کند .

    شک نیست که در عمل لازمه تقوا و صیانت نفس نسبت به چیزی ، ترک و اجتناب از آن چیز است اما نه این است که معنای تقوا همان ترک و پرهیز و اجتناب باشد .

    سینا 555 10 Jun 2004, 02:16AM ترس از خدا ضمنا به مناسبت اینکه از خوف خدا ذکری به میان آمد این نکته را یادآوری کنم : ممکن است این سؤال برای بعضی مطرح شود که ترس از خدا یعنی چه ؟

    مگر خداوند یک چیز موحش و ترس‏آوری است ؟

    خداوند کمال مطلق‏ و شایسته‏ترین موضوعی است که انسان به او محبت بورزد و او را دوست‏ داشته باشد .

    پس چرا انسان از خدا بترسد ؟

    در جواب این سؤال می‏گوئیم مطلب همینطور است .

    ذات خداوند موجب‏ ترس و وحشت نیست ، اما اینکه می‏گویند از خدا باید ترسید یعنی‏ از قانون عدل الهی باید ترسید .

    در دعا وارد است : « یا من لا یرجی الا فضله ، و لا یخاف الا عدله » .

    ای کسی که امیدواری به او امیدواری به فضل‏ و احسان او است و ترس از او ترس از عدالت او است.

    ایضا در دعا است: « جللت ان یخاف منک الا العدل ، و ان یرجی منک الا الاحسان و الفضل » .

    یعنی تو منزهی از اینکه از تو ترسی باشد جز از ناحیه عدالتت و از اینکه از تو جز امید نیکی و بخشندگی توان داشت .

    عدالت هم به نوبه خود امر موحش و ترس‏آوری نیست .

    انسان که از عدالت می‏ترسد در حقیقت از خودش می‏ترسد که در گذشته خطا کاری کرده و یا می‏ترسد که در آینده از حدود خود به حقوق دیگران تجاوز کند .

    لهذا در مسئله خوف و رجاء که مؤمن باید همیشه ، هم امیدوار باشد و هم خائف ، هم‏ خوشبین باشد و هم نگران ، مقصود اینست که مؤمن همواره باید نسبت به‏ طغیان نفس اماره و تمایلات سرکش خود خائف باشد که زمام را از کف عقل‏ و ایمان نگیرد و نسبت به ذات خداوند اعتماد و اطمینان و امیدواری داشته‏ باشد که همواره به او مدد خواهد کرد .

    علی بن الحسین سلام الله علیه در دعای معروف ابوحمزه می‏فرماید : « مولای اذا رأیت ذنوبی فزعت ، و اذا رایت کرمک طمعت » .

    یعنی هرگاه به خطاهای خودم متوجه می‏شوم ترس و هراس مرا می‏گیرد و چون به کرم وجود تو نظر می‏افکنم امیدواری پیدا می‏کنم‏ .

    این نکته‏ای بود که لازم دانستم ضمنا و استطرادا گفته شود .

    سینا 555 11 Jun 2004, 02:30AM معنا و حقیقت تقوا از آنچه در اطراف لغت " تقوا " گفته شد تا اندازه‏ای می‏توان معنا و حقیقت تقوا را از نظر اسلام دانست ولی لازم است به موارد استعمال این‏ کلمه در آثار دینی و اسلامی بیشتر توجه شود تا روشن گردد که تقوا یعنی چه‏ .

    مقدمه‏ای ذکر می‏کنم .

    انسان اگر بخواهد در زندگی اصولی داشته باشد و از آن اصول پیروی کند ، خواه آنکه آن اصول از دین و مذهب گرفته شده باشد و یا از منبع دیگری ، ناچار باید یک خط مشی معینی داشته باشد ، هرج و مرج بر کارهایش حکمفرما نباشد .

    لازمه خط مشی معین داشتن و اهل مسلک و مرام و عقیده بودن این‏ است که به سوی یک هدف و یک جهت ، حرکت کند و از اموری که با هوا و هوسهای آنی او موافق است اما با هدف او و اصولی که اتخاذ کرده منافات‏ دارد خود را " نگهداری " کند .

    بنابراین تقوا به معنای عام کلمه لازمه زندگی هر فردی است که می‏خواهد انسان باشد و تحت فرمان عقل زندگی کند و از اصول معینی پیروی نماید .

    تقوای دینی و الهی یعنی اینکه انسان خود را از آنچه از نظر دین و اصولی‏ که دین در زندگی معین کرده ، خطا و گناه و پلیدی و زشتی شناخته شده ، حفظ و صیانت کند و مرتکب آنها نشود .

    چیزی که هست حفظ و صیانت خود از گناه که نامش تقوا است و به دو شکل و دو صورت ممکن است صورت بگیرد ، و به تعبیر دیگر ما دو نوع تقوا می‏توانیم داشته باشیم : تقوائی که ضعف‏ است و تقوائی که قوت است .

    نوع اول اینکه انسان برای اینکه خود را از آلودگیهای معاصی حفظ کند از موجبات آنها فرار کند و خود را همیشه از محیط گناه دور نگهدارد ، شبیه‏ کسی که برای رعایت حفظ الصحه خود کوشش می‏کند خود را از محیط مرض و میکروب و از موجبات انتقال بیماری دور نگهدارد ، سعی می‏کند مثلا به محیط مالاریا خیز نزدیک نشود ، با کسانی که به نوعی از بیماریهای واگیردار مبتلا هستند معاشرت نکند .

    نوع دوم اینکه در روح خود حالت و قوتی به وجود می‏آورد که به او مصونیت روحی و اخلاقی می‏دهد که اگر فرضا در محیطی قرار بگیرد که وسائل و موجبات گناه و معصیت فراهم باشد ، آن حالت و ملکه روحی ،

  • فهرست دانلود مقاله سخنرانی استاد مطهری

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت