دانلود مقاله صادق هدایت و ادبیات جدید فارسی

  • Code: # 24821

  • تعداد صفحات: 8
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: مشاهیر و بزرگان
قیمت جدید: ۷,۰۰۰ تومان
۱۱,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله صادق هدایت و ادبیات جدید فارسی

    مطلب با گذار به دوره بعدی زندگی مرحوم هدایت پی گرفته می شودعنوان مطلب « آثار دوره جوانی » است :
    (( هدایت نوشتن را از همان مدرسه آغاز کرد و در آن زمان دو جزوه منتشر کرد ، " رباعیات خیام " و " انسان و حیوان " که هر دو شناختی از تصورات و حالات آن هنگام او به دست می دهد که چشم پوشی از آن ممکن نیست و منبعی ارزشمند برای فهمیدن زندگی و کارهای بعدی اوست .

    ))
    در مورد فعالیت مرحوم هدایت در مدرسه می توان به طور مثال به انتشار روزنامه دیواری « ندای اموات » در مدرسه ی دارالفنون اشاره کرد .


    دکتر کاتوزیان در ادامه به تحلیل دو جزوه ی " رباعیات خیام " و " انسان و حیوان " می پردازند :
    (( او رباعیات خیام را در سال ۱۳۰۲ و در هجده سالگی منتشر ساخت .


    مقدمه ی این اثر نشان رشد فکری و روانی اوست و آگاهی گسترده اشاز منابع فارسی و عربی ، همچنین آشنایی او با منابع و افکار فرنگیرا ( شاید تا حدی عمدا ) به نمایش می گذارد .

    این اثر از جمیع جهات اثری چشمگیر است ، زیرا یک محقق با تجربه آن عصر هم نمی توانست شرح بهتری از زندگی و افکار خیام در همین مقیاس ارائه دهد .


    راستی هم ، به لحاظ روش شناسی محکم تر و به لحاظ تحلیلی منزه تر از بسیاری از کارهای تحقیقی عاصر اوست .

    به راحتی می توان دریافت که آنچه از حقیقت در آن است نو نیست و آنچه نو در آن است عمدتا حقیقت ندارد .

    با این وصف ، آنچه نو و عمدتا دور از حقیقت است در ارتباط با شکل گیری دید هدایت از زندگی و مرگ فوق العاده راهگشا ست .

    ))

    ایشان سپس به تفسیر رساله ی رباعیات خیام می پردازند و خواننده را با پایه هایی که این نوشته بر آن استوار است آشنا می کنند .

    به آن لحظاتی اشاره می کنند که :
    (( درست از این نقطه است که خیام به تدریج به پس زمینه رانده می شود و افکار و حالات خود هدایت در لباس تفسیری از خیام روی صحنه می آید و حتی کمی جلوتر ، هدایت جوان با تمام نیرو جای خیام
    را می گیرد .

    ))
    ایشان در پایان به این نکته ی مهم اشاره می کنند که مرحوم هدایت در این رساله :
    (( نکات غریبی در باره روحیه مغموم ، میل به افسردگی او ،خشم و ناامیدی از ظلم و « ریا کاری اطرافی های او » « لا ابالی بودنش نسبت به زندگی و زندگان » و « رنج هایی » که پیوسته آزارش می داد ، می گوید که بیشتر ما را از ساخت فکری و روانی هدایت جوان آگاه می کنند تا خیام و همین اشارت اولیه اما واضح ، در باره ی شخصیت کلی هدایت جای چندانی برای نظریه پردازی در باب علل اصلی اندیشه ها و حالات او در دوره های بعدی زندگی باقی نمی گذارد .

    زیرا همانطور که می بینیم ، حتی خیام را نیز نمی توان عامل موثر اصلی در شکلدادن به اندیشه های او به شمار آورد .


    این خود هدایت است که از همان هجده سالگی می کوشد تا شخصیت خود ، افکار ، ترس ها ، رنج ها و ماتم زدگی هایش را درلباس تفسیری از خیام ابراز کند .

    ))
    دکتر کاتوزیان با این جملات تفسیر خود را درباره ی رساله ی خیام به پایان برده و تحلیل رساله ی " انسان و حیوان " را آغاز می کنند :
    (( رساله ی " انسان و حیوان " به مراتب طولانی تر است .

    می توان آن را پیش نویسی برای یک کار گسترده تر درباره ی گیاهخواری دانست که او پنج سال بعد در اروپا منتشر ساخت .

    اما دامنه ی موضوع به مراتب وسیع تر از رساله ی قبلی است و بی پروایی در طرح اندیشه ها و تازگی آنها شناخت روشن تری از ارزش ها و احساسات مولف جوان را میسر می سازد .

    صراحت زبان و دیدگاه این اثر ٬ خاص نویسنده ای جوان است برخوردار از نیروی جوانی که هنوز به هنر ظرافت و پیچیدگی استدلال تسلط نیافته است .

    قسمت اعظم آنچه که در این مقاله می گوید عریان و به راحتی قابل فهم است .

    جزوه از چهار بخش الف تا د تشکیل شده است و عناوین فرعی ندارد .

    بخش الف مساله ی فرق های اساسی مابین انسان و حیوان را عنوان می کند .

    ساختمان جسمانی انسان شبیه به پستانداران عالی است .

    اختلاف دانشمندان بر سر فرق های بین " روح " ( که منظور مولف از آن ذهن است ) و هوش انسان از یک سوء و روح و هوش حیوانات از سوی دیگر ٬ یا در درجه است یا در نوع .


    (( رساله ی " انسان و حیوان " به مراتب طولانی تر است .

    صراحت زبان و دیدگاه این اثر ٬ خاص نویسنده ای جوان است ـ برخوردار از نیروی جوانی ـ که هنوز به هنر ظرافت و پیچیدگی استدلال تسلط نیافته است .

    اختلاف دانشمندان بر سر فرق های بین " روح " ( که منظور مولف از آن ذهن است ) و هوش انسان از یک سوء و روح و هوش حیوانات از سوی دیگر ٬ یا در درجه است یا در نوع .

    اگر انسان در نزد فلاسفه ٬ ماوراءالطبیعیون و الهیون اهمیت فوق العاده دارد ٬ در نزد علمای علوم طبیعی جز حیوانی که از حیث ساختمان اعضا از بقیه نسبتا تحول یافته تر است ٬ چیز دیگری نیست .

    علوم طبیعی جدید نشان داده است که انسان و حیوان هر دو در اصل فقط از یک سلول به وجود آمده اند .

    دکارت " که خیلی متعصب به مقام انسان بوده از روی نخوت حیوان را ماشین متحرک فرض می کند و این یک اشتباه پوزش ناپذیری است ٬ چون همین سهو باعث شد که در گذشته و حال با حیوان به طرز ظالمانه رفتار کنند .

    " روح چیست غیر از اراده و هوش که در انسان تصادفا عقلی است و در حیوان فطری و طبیعی ؟

    " غیر ممکن است منکر اراده ی حیوانات شویم " زیرا این موضوع را می توان ٬ برای مثال در ببری دید که در موقع گرفتن طعمه خود را در علفزار مخفی می کند و پاورچین پاورچین به طرف آن جلو می رود .

    نتیجه اینکه حتی برخورداری انسان از یک ذهن استثنائا رشد یافته نیز برای متمایز ساختن او از حیوان به عنوان موجودی کاملا متفاوت کافی نیست .

    این نکته که تثبیت شد ٬ بخش ب با سوال درباره ی میزان رعایت حقوق حیوانات از جانب انسان شروع می شود .

    حیوانات نیز مانند انسان در جستجوی سعادت اند ٬ لیکن انسان اغلب ٬ حتی بدون مقصودی مفید ٬ به کشتار بی امان آنها می پردازد .

    )) ایشان در ادامه جملاتی را عینا از مرحوم هدایت نقل می کنند که : " انسان مظلوم کش است و خود را بدترین مستبد ٬ پست ترین ظالم به حیوانات معرفی کرده ٬ آنها را به قید اسارت خود در آورده ٬ حبس می نماید و به قسمی با آنها رفتار می کند که زندگانی بر آنها دشوارتر از مرگ می شود .

    انسان به واسطه ی خودپسندی جبلی گمان می کند تمام موجودات برای وجود او پا به عرصه ی وجود گذاشته و آنها را برای کشتن و خوردن آفریده اند .

    به این هم اکتفا نکرده این شاهکار خلقت ٬ این مجسمه ی اخلاق ٬ این مظهر الهی و بالاخره فرشته ی زمینی سرگرمی و تفریح لازم دارد ٬ می خواهد با جان حیوانات بازی کند ٬ از آنها شکار نماید ٬ مختصر خون می خواهد تا حرص خود را تسکین بدهد !

    چه ضرر دارد ؟

    حیوانات باید خیلی افتخار داشته باشند که به قید اسارت و شکنجه ای که این ملک عذاب برای آنها معین می کند به بدترین زجر بمیرند !

    " (( هدایت جوان تا اثبات این نکته پیش می رود که انسان برخلاف حیوانات ٬ فاقد حس وفاداری است و هیچ ارجی هم برای خدماتی که در حق او می شود قائل نیست .

    پس از ارائه ی یک ردیف مثال از قول شکارچیان و طبیعی دان ها در تایید این دیدگاه ها ٬ نوبت به اعلام جرم علیه انسان می رسد )) " دیگر انسان از عنوان جاه طلبانه ی خود باید دست بکشد ٬ او پادشاه موجودات نیست ٬ بلکه یک جانی ٬ یک ظالم ٬ یک چپوچی ٬ یک راهزن و یک جلاد حیوان است و بس ...

    انسان نه تنها حیوانی است که آلت دفاعیه ی او از سایر حیوانات کمتر است بلکه راه زندگانی را هم نمی داند .

    صفحات تاریخ او را با خون نوشته اند .

    جنایات و رذایل او را تا به حال هیچ حیوانی مرتکب نشده .

    مثلی است معروف که : عقل هر چیزی بهتر از آدمیزاد است .

    اگر چه از روی طعنه و تمسخر می گویند اما یک حقیقت انکار ناپذیر در بر دارد .

    گوته در فاوست می گوید : آنچه را عقل می نامند ٬ اغلب عین خودپسندی و حماقت است ...

    انسان نه فقط احمق ترین حیوانات است ٬ بلکه درنده ترین و شریرترین آنهاست و یا تنها اوست که حقیقتا شریر و موذی است ...

    من بسیار خوانده و شنیده ام که انسان کامل ترین حیوانات است .

    سهو بزرگی است ٬ برعکس اوست که هرگز به درجه ی تکامل نمی رسد ٬ همچنین حیوانات قابل رشد و تکامل نخواهند بود .

    به همین دلیل مختصر است که آنان احتیاجی به ترقی ندارند .

    " (( بخش ج مشخصا به این نکته می پردازد که گوشتخواری برای انسان ضروری نیست و می توان گیاهخواری پیشه کرد .

    در این بخش مولف بر بدرفتاری با حیوانات از جمله حیواناتی که انسان از گوشتشان تغذیه می کند تاکید بیشتری دارد ٬ و بر این نظر است که گوشتخواری در دین اسلام ٬ زرتشت و فلسفه ی بودا به یکسان مذموم شمرده شده است .

    شاید غریزه ی طبیعی بقا قانون جنگل را مابین حیوانات تجویز کند .

    اما ٬ حداقل : " طعمه ی شیر درنده ٬ اسارت ندیده ٬ مزه ی چوب و شلاق نچشیده ٬ در پاداش خدمت کشته نشده ٬ بلکه حیوانی است که زندگانی خود را به آزادی گذرانده و روزی که تقدیر بوده می میرد .

    " (( در اینجا ٬ محکومیت رفتار انسان با حیوانات جهانشمول است ٬ محدودیت زمانی و مکانی ندارد .

    لیکن مولف جوان در بخش نهایی رساله ٬ الفاظ مخصوصا تندی در مذمت رفتار هموطنان خود با حیوانات به کار می برد : " الاغ در ایران برای زجر کشیدن و جان کندن آفریده می شود .

    در کوچه ها به حال رقت باری با زخم های زیاد ٬ پای چلاق ٬ شکم گرسنه ٬ دو برابر قوه ی خود ٬ از اطلاع آفتاب الی موقع خواب صاحبش باید بار بکشد .

    نوازشی ندیده ٬ به جز از شلاق و حرفی نشنیده به غیر از فحش و دشنام ٬ سگ خیابان را محض رضای خدا می زنند ٬ گربه را زنده در چاه می اندازند ٬ موش را سر گذرها آتش می زنند ...

    تا کی این پرده های خونین بربریت را باید کورکورانه نگاه کرد ؟

    این است تربیتی که به اطفال خود می آموزند !

    و تمام مردم به خیال چیزهای شرم آور ٬ خودپسندی ٬ منفعت جویی و سیاست بافی هستند .

    " (( چند کلمه ی آخر یادآور رجاله های بوف کور است ٬ اراذلی که غیر از دروغگویی ٬ طمع ورزی و دویدن دنبال پول و شهوت ٬ هیچ نوع رفتار و اخلاق دیگری نمی شناسند .

    هدایت در این جزوه تا آنجا پیش می رود که برای خود یک برنامه ٬ یک آرمان که تا آخر عمر از آن جدا نخواهد شد ٬ مقرر می کند .

    این رساله به گونه ای عریان و عاری از ظرافت ٬ یادآور آخرین مقاله ی برجسته ی او " پیام کافکا " است که در پایان کار خود نوشت ٬ هنگامی که همه ی امیدها و ایده آل ها از ذهن عذاب دیده اش رخت بربسته بود : " حرف زدن برای بی زبانان ٬ دفاع از ناتوانان ٬ دادخواهی برای ستمدیدگان ٬ احقاق حق زیردستان و جلوگیری از مظالم و قبایحی که برای مقام انسانیت یک لکه ی ننگ آوری است .

    " (( آرمان هایی به واقع بزرگ ٬ که هرکس را که بخواهد برای باقی عمر کمابیش عینا آنها را رعایت کند در هم می شکند .

    این دو رساله مدرکی

  • فهرست دانلود مقاله صادق هدایت و ادبیات جدید فارسی

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت