دانلود مقاله ضرب المثل

  • Code: # 29373

  • تعداد صفحات: 18
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: ادبیات - زبان فارسی
قیمت جدید: ۱۰,۰۰۰ تومان
۱۶,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله ضرب المثل

    آ الف

    1- ادب از که آموختی از بی ادبان :        بادیدن رفتار بی ادبان و انجام ندادن آن.

    2- آب در هاون کوبیدن :                      کاربیهوده انجام دادن .

    3- آش کشک خاله ات بخوری پاته نخوری پاته :    این کار را باید انجام دهی  چه دلت بخواد چه دلت نخواد.

    4- آش دهانسوزی نیست :                     بسیار مطلوب و محبوب نیست.

    5- آتیش بیار معرکه:                             کسی که بهم زنی می کند .

    6- آتیش زده به مالش :                         هر چی داشته بخشیده .

    7- آب از دستش نمی چکد :                   خیرش به کسی نمی رسد .

    8- آفتاب عمرش لب بومه :                    چیزی بمرگش نمانده .

    9- آسمون همه جاش یه رنگه:               هر جا که باشی وضع همینه .

    10- از این ستون به آن ستون فرجی است :     گذشت زمان ممکن است برای حل مشکل تو  مؤثر واقع شود.

    11- آب ازآهن جدا کردن:                    کار د شواری را انجام دادن .

    12- آب ازدریا بخشیدن :                      از مال دیگران بخشیدن و منت  نهادن

    13- آب برو ، نان برو تو هم به دنبالش برو:    جمله ی توهین آمیزی است.

    14- اسب تازی گر ضعیف بود                  همچنان از طویله خربه

    15- آن راکه حساب پاک است  ا ز  محاسبه چه باک است :کسی که کارش در ست است از حساب و کتاب ترسی ندارد.

    16- اندازه نگهدار کلواوشر بواو لا تسرفوا :  پرخوری .

    17- ای که پنجاه رفت و در خوابی             مگر این پنج روز را دریابی

    18- آنروز که آواز بود فکر زمستانت هم بود:        تا توان داشتی و مزمت داشتی به فکر آینده بودی یا نه مستانت

      19- آب دریا به دهن سگ نجس نمی شود :    پشت دیگران ازکسی بدگویی کردن.

    ب

    1- بازبان خوش مار را از سوراخ بیرون می کشد:    باچرب زبانی کارهای خویش راپیش می برد .

    2- بزک نمیر بهارمیاد .خربزه با خیار می یاد:           به کسی و عده های دورو رازدادن.

    3- بادمجان بم آفت نداره:      کنایه از این است که یک آدم زشت خود برتر
    می میرد.

    4- با یک گل بهار نمیشه:     با یک شخص درستگار دنیا درست نمی شود.

    5- با یه من عسل هم نمی شود خوردش:    بد اخلاق بودن

    6- به دعای گربه سیاه بارون نمی باره:     خدا به دعای آدم گناهکار اهمیت نمی دهد.

    7- برای لای جزر دیوار خوبه:     خیلی بی مصرف است.

    8- با یک تیر و دو نشون زدن:

    9- باد آورده را باد می برد:     هر چیزی که آسان بدست می آید آسان هم از دست می رود.

    10- به در گفت دیوار بشنوه:    غیر مستقیم حرف زدن

    11- به هر گمانی مبر که خاکی است           باشد که پلنگ خفته باشد:          بیشه

    12- به نطق آدمی بهتر است از دواب ، دواب از تو به گر نگویی صواب

    13- با هر دست که دادی پس می گیری.

    14- بزرگی به عقل است نه به سال.

    15- برای همه مادر است برای من زن بابا:   با همه مهربان است با من نا مهربان است.

    16- با ماه نشینی ، ماه شوی ، با دیگ نشینی سیاه شوی:    در تأثیر همنشینی گویند ،‌یعنی در اثر همنشینی با بدان ،‌بد می شوی و با نیکان نیک.

    17- با پولها کباب بی پول ها دود کباب:    شخص ثروتمند از مواهب زندگی استفاده می کند و بینوا می بیند و حسرت می کشد.

    پ

    1- پشت چشم نازک کردن:      ناز آوردن

    2- پشت دست داغ کردن:        تصمیم گرفتن که کاری را انجام ندهند.

    3- پا به دریا بگذاره دریا خشک می شود:      بد شانس است.

    4- پرسیدن عیب نیست ،‌ ندانستن عیب است:      نادانی بد است.

    5- پنجه با شیر انداختن و مشت با شمشیر زدن کار خردمندان نیست:     کار خطرناک کردن کار انسانهای عاقل نیست.

    6- پول که زیاد شد خانه تنگ می شود و زن زشت:     ثروت زیاد ، انسان را به تفنن های ناپسند وا می دارد.

    7- پی تقدیر رفتن از کوری است.

    8- پشم در کلاه نداشتن.

    9- پرتو نیکان نگیرد هر که بنیادش بد است:     تربیت نا اهل را چون گردوگان بر گنبد است.

    10- پرده هفت رنگ مگذار تو که در خانه بوریا داری:              قناعت.

    11- پولش از پار و بالا می ره:    ثروت زیادی دارد.

    12- پشت دست را داغ کردن:       تصمیم به انجام ندادن کاری گرفتن.

    13- پایان شب سیه سپید است:    مثل از پی هر گریه آخر خنده ای است.

    14- پول علف خرس است:     دارایی و مال منان را به هر کس که بخواهد نباید داد.

    15- پیاده شو با هم راه بریم:   در مورد کسی که خیلی مغرور و متکبر شده است.

     

    ت

    1- توبه گرگ مرگ است:    کسی که دست از عادتش بر نداره.

    2- تا تنور گرم است نان را بچسبان:   کاملاً از فرصت استفاده کردن.

    3- تعارف اومد نیامد دارد:    به کسی که تعارف می کنی ممکن قبول کنه ممکن نکنه.

    4- تیرش به سنگ می خوره:   به هدفش نرسیده.

    5- تیر توی تاریکی انداختن:    با چشم بسته کاری رو انجام دادن.

    6- تافته جدا بافته بودن:      خود را غیر از بقیه دانستن.

    7- تا توانی دلی بدست آور:    دل شکستن هنر نمی باشد.

    8- تیشه به ریشه زدن:‌        با پای خود به گور رفتن.

    9- توی هفت آسمون یک ستاره نداشتن:    بد شانسی آوردن.

    10- تو را خواهند پرسید که عملت چیست نگویند پدرت کیست:    باز خواست آخرت.

    11- ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی که این ره که تو می روی به ترکستان است

    12- تا مردم سخن نگفته باشد                  عیب و هزش نهفته باشد

    13- توانگری به قناعت به از توانگری به بضاعت:    کسی که قانع است قدرتمند است.

    14- تو به خیر و ما به سلامت.

     

    ج

    1- جوجه را آخر پائیز می شمرند:    نتیجه کار آخر معلوم می شود.

    2- جواب ابلهان خاموشیست:     جواب نادانها را نباید داد.

    3- جانماز آب کشیدن:     به ظاهر خود را خوب نشان دادن.

    4- جنگل مولاست:     جماعتی نامناسب در جایی جمع شده اند.

    5- جواب دندان شکن:     یعنی با منطق و حساب پاسخ داد.

    6- جایی نمی خوابه که آب زیرش بره:     برای افراد زیرک گفته می شود.

    7- جایی رفت که عرب نی انداخت:     کنایه از این است که بازگشتی ندارد.

    8- جنگ دو سردارد:     یعنی پایان جنگ گاهی پیروزیست و گاهی شکست است.

    9- جاتره بچه نیست:    چیزی وجود ندارد.

    10- جان کسی را به لب آوردن:      زیادی منتظر شدن.

    11- جای که نمک خوردی نکمدان مشکن

    12- جهان ای برادر نماند بر کس     دل اندر جهان آفرین بند و بس

    13- جای سوزن انداختن نیست

    14- جوانمردی که بخورد و بدهد به از عابری که نخورد و بنهد:     جوانمردی که به دیگران کمک می کند بهتر از پارسایی است که نمی خورد و به دیگران هم کمک نمی کنند.

    15- جای شکرش باقی است.

     

    چ

    1- چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی:     عاقل کاری را که پشیمانی به بار می آورد نمی کند.

    2- چو فردا شد فکر فردا کنیم:     از حالا جوش فردا را نزنیم.

    3- چند تا پیراهن بیشتر پاره کرده:     با تجربه تر است.

    4- چغندر به هرات زیره به کرمون:     هر چیزی به جای خودش.

    5- چیزی که عوض داره گله نداره:      این کار به آن کار در.

    6- چاقو دسته خودش را نمی بره:     خویشان و بستگان برای همدیگر ناراحتی تولید نمی کنند.

    7- چیزی بارش نیست:      ساده لوح بودن.

    8- چیزی که از خدا پنهان نیست از بنده چه پنهان:     چیزی مخفی کردن نیست.

    9- چشم بسته غیب می گوید:     به کسی گفته می شود که از موضوع روشن و واضح خبر می دهد.

    10- چشمش آلبالو گیلاس می چینه:       چیزی را به طور درست نمی بیند.

    11- چه خوش گفت آن تهی دست سلحشور                              جوی زر بهتر از پنجاه من روز.

    12- چو آید زپی دشمن جان شان              بیند و اجل پای اسب دوان.

    13- چوب به لانه زنبور کردن.

    14- چو انداختن:    جال و جنجال را انداختن.

    15- چو کردی با کلوخ انداز پیکار              سر خود را به نالای شکستی.

    16- چشمش آلبالو گیلاس می چینه:    چیزی را به طور درست نمی بیند.

     

    11- چه خوش گفت آن تهی دست سلحشور جوی زر بهتر از پنجاه من روز.

    12- چو آید زپی دشمن جان شان بیند و اجل پای اسب دوان.

    13- چوب به لانه زنبور کردن.

    14- چو انداختن: جال و جنجال را انداختن.

    15- چو کردی با کلوخ انداز پیکار سر خود را به نالای شکستی.

    16- چشمش آلبالو گیلاس می چینه: چیزی را به طور درست نمی بیند.

    ح 1- حساب حساب ، کاکابرادر: مثل ، برادریمان سر جاش بزغاله یکی هفت صنار.

    2- حرف راست را باید از بچه شنید: صحبت درست را که کودک می گوید ، صحیح است.

    3- حسود هرگز نیاسود: از بخل و کینه به جایی نمی رسد.

    4- حق به حقدار می رسد: کار شایسته سزای آدم دستکار است.

    5- حرفهای گنده تر از دهنش می زنه: حرفهایی که بزرگتر از دهنش است می زند.

    6- حالا که ماست نشد شیر بده: مقصودی معین ندارد.

    7- حاجی ، حاجی را در مکه می بیند: وقتی کسی وعده ای می دهد و می رود و مدتی از او خبری نمی شود چون او را می بینند چنین می گویند.

    8- حسود از نعمت حق بخیل است و بنده بی گناه را دشمن می داند: حسادت.

    9- حال در ماندگان کسی داند که به اصول خویش در ما ند: دردمندی.

    10- حادثه خبر نمی کند: اتفاقات پیش از آنکه بفهمیم روی می دهد.

    11- حلوا حلوا دهن شیرین نمی شه: با زدن حرف حلوا بدان که دهانت شیرین نمی شود.

    12- حسنی به مکتب نمی رفت وقتی می رفت جمعه می رفت: کار را بی موقع انجام دادن.

    13- حرف حساب جواب نداره: درست گفتن مسئله ای درباره حق کسی.

    14- حرف حق تلخه: درست گفتن هر حرفی را گویند.

    خ 1- خرما از گرگی هم نداشت: بدشانس بودن.

    2- خودم کردم که لعنت بر خودم باد: کاش این کار را نمی کردم.

    3- خانه به دوش: بی خانه بودن.

    4- خرتب می کنه: در فصل تابستان کسی که لباس گرم بپوشد.

    5- خر بیار و باقالی بار کن: در موردی گفته می شود که آشوب و معرکه بر سر موضوعی باشد.

    6- خدا از دهنت بشنوه: کاش همان شود که شما گفتین.

    7- خواب زن چپ می زند: در موری گفته می شود که خواب به تعبیرش خود باشد و بالعکس.

    8- خود را به موش مردگی زدن: در مورد کسی گفته می شود که برای انجام کاری دچار ضعف می شود.

    9- خوردن برای زیستن و دکر کردن است تو معتقد که زیستن از بهر خوردن است 10- خران و گاوان کار بردار به ز آدمیان مردم آزار 11- خر که کمتر نهر بر وی بار بی شک آسوده تر کند رفتار: بر خری که کمتر بار بگذارند بهتر راه می رود.

    12- خواب نوشین بامداد در جمیل میل باز دارد سپاه از سبیل 13- خاموشی ، به که جواب سخت.

    د 1- دیگ به دیگ می گه روت سیاه: کسی که عیب دارد به دیگران طعنه می زند.

    2- در نا امیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است: هیچ گاه امیدت را از دست مده.

    3- دل به دریا زدن: ریسک کردن.

    4- دل به دل راه داره: کاری را عیناً انجام دادن.

    5- در دوازه رو می شه بست ولی در دهان مردم را نمی شود بست: هر کاری بکنی مردم درباره ات حرف می زنند.

    6- دودو تا چهار تا: چیزی که واضح است.

    7- دشمن دانا به از دوست نادان: دانایی و فهمیدگی گرچه در دوست باشد ، خوب است.

    8- دیوار موش داره موشم گوش داره: حرف گوش به گوش بقیه می رسد.

    9- در کار نکو حاجت هیچ استخاره نیست: در انجام دادن کار خوب فکر و تأمل کردن جایز نیست.

    10- دود از کنده بلند می شه: هر چیز فشایی دارد.

    11- درخت هرچه بارش بیشتر می شود سر فروتر می رود.

    12- دروغی مصلحت آمیز به که داشتی فتنه انگیز: دروغ مصلحت آمیز.

    13- دوست شمار آنکه در نعمت زند لاف یاری و برادر خواندگی 14- دشمن آن به که نیکی بینند: نیکوکاری.

    15- داشتم فایده نداره از داریم بگو: از آنچه داشته نگو بگو اکنون چه داری.

    ر 1- ریگ تو کفششه: منظور داشتن از کاری.

    2- روکه نیست سنگ پای قزوینه: پررو بودن.

    3- رفتم ثواب کنم کباب شدم: در برابر خوبی ، بدی دیدم.

    4- راه باز است و جاده دراز: کسی برای رفتن مانع نمی شود.

    5- روده بزرگه ، روده کوچکه رو خورد: وقتی که انسان خیلی گرسنه باشد.

    6- رنگش مثل گچ سفید شد: منظور

  • فهرست دانلود مقاله ضرب المثل

تگ‌ها:

ضرب المثل

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت