دانلود تحقیق سیاست خارجی

  • Code: # 31727

  • تعداد صفحات: 154
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: علوم سیاسی
قیمت جدید: ۲۵,۰۰۰ تومان
۳۰,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود تحقیق سیاست خارجی

    مقدمه : سوال)چرا کشورها در صحنه جهانی با هم تعامل دارند ؟

    چرا کشورها منزوی نمی شوند؟

    چرا نیاز به آن می شود که کشورها با هم ارتباط برقرار کنند ؟

    پاسخ)دلایل متعددی می تواند باشد : 1 برای ایجاد صلح عدالت ، رفاه ، نیاز به رفاه ، باعث دوستی کشورها با هم می شود .

    به عنوان مثال : کشور آمریکا و پاکستان مراوده برقرار می کند .

    آمریکا احساس می کند که به عدالت و صلح در صحنه جهانی کمک می کند .

    و حتی باعث رفاه در داخل آمریکا و پاکستان می گردد .

    این نظر خوش بینانه است .

    اگر این نظریه را بپذیریم علت خوش بینانه است .

    یعنی به این مفهوم که در صحنه جهانی برای تعالی ، ارطبات برقرار می کنیم که این تعالی برای عدالت صلح و رفاه می باشد .

    در واقع بر این فرض استوار است که کشورها نیت خیر دارند ، پس رهبران کشورها ذاتاً خوب هستند .

    بعبارتی انسانها خوبند ، و چون کشورها خوبند پس کشورها نیز با هم خوب هستند .

    بنابر این کشورها اگر بخواهند ارتباط داشته باشند چیزهای خوبی مثل صلح ، رفاه ، عدالت و ...

    است .

    اینها عقاید خوش بینانه است .

    اگر این عقیده را بپذیریم ، اخلاق در صحنه جهانی مطرح می شود .

    در نتیجه باید بپذیریم که اخلاق و سیاست موثر است .

    چون کشورها برای رسیدن به اهداف باید اخلاقی باشند.

    پس انکار خد پسندانه نیست و تفکر انسان دوستانه است .

    من همه چیز را برای خودم نمی خواهم .

    بنابر این اخلاق ، مباحث اخلاقی و تفکرات اخلاقی تایید در رفتار کشورها دارد ، گار کشوری با کشور دیگری روابط دوستانه برقرار کند ، به خاطر نیاز اخلاقی است .دلیل دوم: عده ای نظریه اول را که مبتنی بر اخلاق در صحنه جهانی است ، رد می کنند .

    دلیلی که کشورها با هم تعادل دارند ، برای کسب قدرت است .

    سوال) سوالی که در اینجا مطرح میشود ، این است که کشورها از این مراوده چه چیزی به دست می آورند ؟

    دلیل اینکه آمریکا و پاکستان مراوده می کند چیست ؟

    آمریکا از این ارتباط و مراوده دست به قدرت سیاسی ، اقتصادی ، نظامی می زند ، یعنی این رابطه باعث بهره مندی آمریکا در حیطه سیاست ، سیاست ، اقتصاد و ...

    می شود .

    بنابر این چون به نفع آمریکا است ، ارتباط برقرار می کند .

    پاکستان نیز به همین دلیل و برای نفعش ارتباط برقرار می کند ، هر چند که بهره ها یکسان نیست .

    آن کشوری بیشتر بهره به دست می آورد که قدرت بیشتری دارد .

    پس هر دو بهره ای به دست می آورند .

    بنابر این عده ای می گویند ، دلیل اینکه کشورها با هم مراوده دارند ، بخاطر کسب قدرت است .

    این نگاه ، نگاه بسیار خوش بینانه نیست ، بد بینانه هم نیست .

    ولی واقع گرایانه است .

    اگر کشور a و b با هم مراوده دارند ، به خاطر این است که که کشور a و b قدرت و منفعت بدست می آورد .

    و کشور b هم از رابطه با a قدرت و منفعت کسب میکند .

    پس برای هر دو منفعت است .

    هر چند یکسان نیست .

    این نگاه بسیار واقع گرایانه است .

    .

    چرا که اگر a با b رابطه دارد ، به خاطر کسب منفعت است انسانها ذاتاُ هم می توانند خوب باشند و هم و هم می توانند بد باشند .

    نظریه اول می گوید که انسانها همه ذاتاً خوبند ، ولی نظریه دوم می گوید که اینطور نیست .

    انسانها ممکن است که خوب و هم بد باشند .

    چون اگر همه خوب باشند ، سعی می کنیم سهم همه یکسان باشد ولی میبینیم که اینطور نیست .

    بعنوان مثال : آمریکا سهم سهم بیشتر می برد این نگاه می گوید که ، انسانها می توانند بد باشند یا خوب .

    و چون کشورها از انسانها تشکیل شدند میتوانند در ساست هم خوب باشند و هم بد .

    اگر اگر به کشور a اجازه داده شود ، می تواند استثمارش می کنند .

    برای همین است که همه می خواهند استثمارگر شوند نه مستعمره .

    پس کشورها اگر قدرت داشته باشند بهتر است تا بدون قدرت .

    سوال)در در این نظریه چه چیز جای ندارد ؟

    اخلاق این نظریه می گوید که ، اخلاق در سیاست بی معنی است .

    اما اخلاق می تواندباشد ،ولی اخلاق می تواند اخلاق موقعیتی باشد .

    یعنی اگر به نفعت است ، اخلاقی عمل کن .

    نظریه اول می گوید که اخلاق حتماً هست و اگر هم باشد ، اخلاق موقعیتی است .

    و علت اینکه کشور a از اخلاق استفاده میکند بخاطر این است که چون به نفعش می باشد .

    نظریه دوم می گوید که ، اخلاق مطرح نیست .

    بعنوان مثال : آمریکا به افغانستان حمله نظامی می کند ، هم بمب می ریزد و هم مواد غذایی می ریزد .

    ریختن غذا یک کار اخلاقی است .

    ولی اخلاقی است که برای کسب قدرت و منفعت و سود این این کار را در حق مردم مردم افغان انجام می داد .

    چرا که افغانها مخالف حکومت خود هستند و بنابر این بر علیه آمریکا نمی جنگد .

    سوال) چرا در جنگ جهانی دوم برای آلمانها غذا نریختند ؟

    زیرا صرف نداشت و و منفعتی در کار نبود .

    به عبارت ساده تر، من اگر ضعیف هستم ، دوست دارم که با من اخلاقی رفتار کنند .

    خرما دادن بعد از مرگ برای فردی که ثروتمند است و گشاده دست نیست .

    اینجا اخلاق موقعیتی است .

    علت اینکه خرما می دهند ، بخاطر این است که چون در آن منفعت است .

    اما فردی که سرمایه دار است و همیشه گشاده دست می باشد ، اخلاقی فکر می کند .

    پس باید همیشه گشاده دست بود ، ترحم موقع مرگ ، ناشی از ترس می باشد .

    موقعی که نباید خرما بدهی و دادی ، در آن موقع پول خرج کنی ، معتقد به اخلاق هستی .

    حال در سیاست چگونه است ؟

    در سیاست نیز از روی ناچاری از اخلاق صحبت می کنید و چون فاقد قدرت هستید ، صحبت از صلح ، عدالت و رفاه می کنید .

    کشورهای فقیر دائماً می گویند که صلح نیست.

    و همیشه صحبت از صلح ، عدالت می کنند .

    چون فاقد آن هستند .

    اگر همان کشور ضعیغ یادش رود ، دیگر صحبت از عدالت نمی کند .

    مثلاً سازمان ملل صحبت از کشورهای ضعیف و قوی می کند .

    سوال)از کجا می دانید که عراق صلح طلب نیست ؟

    پاسخ) چون چون به کشور ضعیف تر از خودش حمله کرد .

    پس کشورهایی که از اخلاق صحبت می کنند ،ناشی از ضعفشان است .

    گاهی صحبت از اخلاق ناشی از اعتقاد ما به اخلاق است و یا موقعی ناشی از ضعف ما است .

    اگر کسی قدرت دارد و صحبت از اخلاق می کند ، موقعی است و در یک مقطعی به نفعش است .

    مثلاً آمریکا یک موقع صحبت از بازدارندگی هسته ای می کند .

    ولی خودش دارای بمب اتم است .

    پس به نفع خودش است که برای شما بد و برای من خوب است .

    سوال)در تاریخ دنیا ، فرضاً کدام دو عقیده با واقعیت نزدیکتر است ؟

    پاسخ)نظریه دوم واقعیت جهان نشان می دهد دومی به نظر می رسد بیشتر شاهد آن شاهد آن بودیم و بیشتر ناظر آن بودیم .

    باید بین واقعیات و آرمانها تفکیک قائل شویم .

    بعنوان نمونه زندگی کردن در دوره قاجار بهتر است .

    ولی واقعیت این است که الان در این دوران هستیم .

    پس نظریه دوم غالب تر است.

    نه اینکه ما اینطور دوست داریم .

    اگر اخلاق را در سیاست مطرح کنیم ، می بازیم .

    چون اخلاقی فکر کردن نفی می کند که که حقوق حقه دیگر کشورها را از بین بردن ، تجاوز به دیگر کشورها و ...

    اگر این کارها را هم انجام ندهیم ضعیف می شویم و دیگران می برند و جلو میروند .

    حتی اگر بپذیریم که نظریه اول درست است و حتی اگر بپذیریم که کشورها اخلاقی اند و به خاطر صلح وعدالت مراوده می کنند و فرض می کنیم که علت اصلی مراوده این است .

    برای اینکه ایجاد صلح کنیم و برای اینکه تجاوز در جهان صورت نگیرد و عدالت در جهان برقرار شود و کشوری رفاه ایجاد کند و نگذارد کشورها فقیر شوند نیاز به قدرت دارد .

    حتی برای ایجاد صلح قدرت لازم است که نگذارد کسی تجاوز به کشور دیگر کند.

    حتی برای ایجاد عدالت هم قدرت لازم است .

    برای اینکه جلوی کشورهای ناعادل را بگیریم باید قدرت داشته باشیم .

    مثال : برای اینکه از منزل ما سرقت نشود ، باید یکسری تسهیلات ، امکانات و وسایل دزدگیر را بکار برد .

    مثلاً دیوار و حصار بکشیم و ...

    پس بدون انجام دادن این کارها نمی توان جلوی سرقت را گرفت .

    نتیجتاً برای ایجاد عدالت ، صلح و ...

    قدرت لازم است .

    دلیل اینکه به آمریکا حمله نمیشود ، چون قدرت دارد .

    حتی برای خوب ماندن و اخلاقی بودن نیاز به قدرت است .

    قدرت به دنبال خودش اخلال را هم می آورد .

    کشور فقیر نمی تواند اخلاقی باشد .

    کسی که دزدی می کند ، کسی است که گرسنه است .

    کشوری هم که تجاوز می کند ، صلح دوست نیست .

    چون دیگران فرصت را ایجاد می کنند که بد باشد .

    بنابر این اگر کشورها دارای قدرت باشند ، اتوماتیک وار عدالت و صلح بوجود می آید .

    اگر همه کشورها قوی باشند ، جنگ بوجود نمی آید و به ضعفا حمله نمی شود .

    بالاخره منابع کشورهای ضعیف استثمار نمی شود .

    سوال)چرا کشور آمریکا هیچوقت به فرانسه حمله نمیکند و مردمش را استثمار نمی کند ؟

    پاسخ)زیرا فرانسه قدرت دارد و در رفاه است .

    مردمش هم این اجازه را به آمریکا نمی دهند .

    حال آمرکا به عراق حمله می کند .

    چرا که عراق ضعیف است .

    همین آمریکا منابع کشورهایی چون عربستان را استثمار می کند .

    چون ضعیف است .

    بنابر این قدرت به دنبال خودش رفاه و صلح را می آورد .

    و به دنبال عدالت می آورد .

    این به این مفهوم نسیت که کسی به کشور قدرتمند حمله نمی کند ، حمله می کند ولی با شکست مواجه می شود .

    مانند حمله ژاپن به آمریکا .

    نکته : 1ـ احتمال حمله به کشورهای قدرتمند نسبت به کشورهای ضعیف کمتر است .

    2ـ احتمال استثمار کشورهای قدرتمند نسبت به کشورهای ضعیف کمتر است .

    کشور قدرتمند احتمال ایجاد صلح و عدالت ، در مقام مقایسه با کشور ضعیف ، برایش بیشتر است .

    پس قدرت خوب است .

    هم میشود به نفع خوب و بد از آن استفاده کرد ، و نداشتن آن محققاً به جنگ مبدل می شود .

    و دارا بودن آن محققاً به صلح مبدل میشود .

    در جهان سیاست قدرت محور اصلی است .

    بنابر این کشورهای قدرتمند ، منافع بیشتری دارند .

    رعایت کردن موازین اخلاقی در امر سیاست ، خوب نیست .

    چرا که منجر به ضعف و از بین رفتن منافع ملی می شود .

    مثالی در رابطه با داشتن و نداشتن قدرت محبت کردن از روی ترحم خوب نیست .

    در ظاهر لطف می کنید .

    ولی در باطن دارید او را تحقیر می کنید .

    می توان قدرتمند بود و از این قدرت به نحو احسن استفاده کرد .

    اولی هیچوقت نمی تواند مثبت استفاده کند .

    ولی تاجر می تواند از قدرتش به نحو مثبت استفاده کند .

    پس می توان قدرت داشت و خوب بود .

    ولی نمیتوان ضعیف بود و خوب بود .

    فرد آب حوضی می تواند خوب باشد ، ولی ابزار ندارد .

    می گوییم که حکومت افغانستان بد است و نمی تواند حزب باشد .

    چون ابزارش را ندارد .

    افغانستان نمی تواند صلح داشته باشد چون ابزار ندارد .

    آمریکا دارای قدرت است و اگر بخواهد می تواند منجر به این شود که به صلح و رفاه کمک کند .

    آمریکا اگر بخواهد ، می تواند .

    پس بهتر است که قدرت باشد و اگر خواستیم از آن استفاده نماییم .

    ولی داشتن ضعف نیست .

    کشورهای ضعیف اجازه می دهند که به آنها تجاوز شود .

    و نمی توانند جنگ کنند .

    چون ابزارش را ندارند .

    مثال : بطور معمولی مردان درگیر دعوا و نزاع می شوند ولی زنها وارد نمی شوند ، چون ابزار ندارند .

    برای اینکه حرف مادر رو داشته باشد ، باید ابزار داشته باشیم .

    یادگیری ، کسب علم ابزاری برای کسب قدرت هستند .

    کشوری که قدرتمند باشد به آن زور نمی گویند .

    چون جواب می دهد .

    پس ترحم ، ناشی از ضعف است .

    بهتر است تنفر باشد تا ترحم .

    اینها ( ترس ، حسادت ، غضب ، نیاز ) تنفر می باشد .

    کسی که قدرت داشته باشد ، گاهی اوقات می توان عامل مثبت و خیر بود .

    بنابر این در کشورهای جهان سوم همه در تلاش برای کسب قدرت و کسب ابزار قدرت هستند .

    چهره 2 گانه اخلاق : 1 ـ چه زمانی توسل به اخلاق ، نتایج مطلوب دارد : اخلاق چهره اش

  • فهرست دانلود تحقیق سیاست خارجی

    فهرست:

    ندارد.
     

    منبع:

    ندارد.

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت