دانلود تحقیق خوش گویى

قیمت جدید: ۷,۰۰۰ تومان
۱۱,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود تحقیق خوش گویى

    مقدمه دوست داریم زندگى‏هایمان، سرشار از صمیمیت و خون گرمى و صفا باشد.

    حریم انسانها و حرمت همگان، محفوظ بماند و معاشرت‏هایمان نشات‏گرفته از «فرهنگ قرآنى‏» و تعالیم مکتب باشد.

    و این، یعنى «زندگى مکتبى‏».

    پایدارى و استحکام رابطه‏هاى مردمى، در سایه رعایت نکاتى است که‏برگرفته از «حقوق متقابل‏» افراد جامعه باشد.

    در اینکه «چگونه باید زیست‏» و چه سان با دیگران باید رابطه داشت، نکته‏اى‏است که در بحث «آداب معاشرت‏» مى‏گنجد.

    بر خلاف فرهنگ غربى، روح و محتواى فرهنگ دینى ما بر پایه «ارتباط‏»،«صمیمیت‏»، «تعاون‏»، «همدردى‏» و «عاطفه‏» استوار است.

    جلوه‏هاى این فرهنگ‏بالنده نیز در دستورالعملهاى اخلاقى اسلام دیده مى‏شود.

    «زندگى مکتبى‏»، در سایه شناخت این رهنمودها و به کار بستن آنها درصحنه‏هاى مختلف زندگى است، نه با شعار و ادعا.

    به هر میزان که معیشت ومعاشرت ما با اینگونه هدایتهاى دینى در مقوله رفتار، هماهنگ باشد، به همان‏اندازه زندگیهایمان «مکتبى‏» است.

    مسلمان باید به‏گونه‏اى در چارچوب اصول وسنن فرهنگ دینى خودش زندگى کند که با شهامت و افتخار، بتواند «امضاى دین‏»را پاى همه رفتارش بگذارد و زندگیش «برچسب اسلام‏» داشته باشد و الگوى‏اسلامى را بر زندگى خویش در خانه و جامعه، سایه‏افکن سازد.

    «آداب برخورد»، «دید و بازدید»، «رفت و آمد»هاى خانوادگى و دوستانه،نحوه «گفتار» و «رفتار» با اقشار مختلف، «دوستى‏» و حد و حدود آن، مراعات‏«حقوق دیگران‏»، «ادب و سپاس و احترام‏»، از جلوه‏هاى بارز اخلاق معاشرت‏است.

    این‏گونه رابطه‏هاى اجتماعى، با عنوانهاى مختلف و در شرایط گوناگون‏انجام مى‏گیرد.

    گاهى به صورت «صله‏رحم‏» است; در ارتباط با اقوام و بستگان.گاهى نام «عیادت‏» به خود مى‏گیرد; در مورد بیماران.

    گاهى نسبت‏به برادران وخواهران دینى، عنوان «زیارت‏» مى‏یابد، گاهى با همسایگان است، گاهى بامستمندان.

    گاهى هم بر محور اطعام است و گاهى به شکل مسافرتهاى دور ونزدیک و بردن هدیه و آوردن «سوغات سفر».

    گاهى هم براى شرکت در مجلس عقدو عروسى یا مشارکت در مراسم سوگ و تسلیت‏گویى است.

    به هر حال، همه اینها نوعى «رابطه‏» و «معاشرت‏» است و نشان‏دهنده منش‏انسانى و فرهنگ اخلاقى هر فرد.

    اسلام نیز در این باره‏ها بسیار سخن گفته و رهنمودداده است که در این کتاب، گوشه‏اى از معارف و آموزشهاى دین در این زمینه‏ها رامرور مى‏کنیم.

    باشد که «فرهنگ خودى‏» و «هویت دینى‏» را پاس بداریم و با افتخار وسربلندى و رها از سلطه فرهنگى بیگانه و با تکیه بر رهاورد مکتب و وحى، زندگى وروابط خویش را بر پایه ارزشهاى برگرفته از قرآن و اهل بیت (علیهم‏السلام)،سامان بخشیم و براى نسلهاى آینده هم «ادب و اخلاق‏» را میراث بگذاریم.

    آنچه پیش روى شماست مجموعه‏اى است از رهنمودهاى اخلاق دینى درمعاشرت با دیگران که نخست، در سالهاى 78 - 1376 در مجله پیام زن با عنوان‏«اخلاق معاشرت‏» انتشار یافت و اینک با اندکى بازنگرى تقدیم مى‏گردد.

    اخلاق معاشرت خوشرویى و خوشخویى شاید گیراتر از «حسن خلق‏»، واژه‏اى نباشد که ترسیم کننده روحى‏زلال و طبعى بلند و رفتارى جاذبه‏دار باشد.

    چیزى که عنوان برجسته‏رفتار یک مسلمان است و معیار کمال ایمان یک مؤمن، آنگونه که‏رسول خدا(ص) نیز، به این فضیلت متعالى آراسته بود.

    بخشى از اخلاق نیکو، در «خوشرویى‏» متجلى است، بخشى در«خوشخویى‏» و بخشى هم در «خوشگویى‏».

    و چه خوش است که به این‏سه «خوش‏» مبارک و مقدس، بپردازیم و از آنها کلیدى براى گشودن‏قلعه دلها و عاملى براى تحکیم رابطه‏ها بسازیم.

    خوشرویى در مواجهه دو نفر با یکدیگر، پیش از هر سخن و عمل، دوصورت با هم روبه‏رو مى‏شود.

    مواجهه دو انسان با هم و کیفیت این‏رویارویى چهره‏ها، نقش عمده در نحوه گفتار و رفتار دارد و رمزگشایش قفل دلهاست.

    «خوشرویى‏»، هم در نگاه مطرح است، هم در لبخند.

    هم در گفتار آشکار مى‏شود، هم در رفتار.

    چه بسا رابطه‏ها و دوستیهایى که با «ترشرویى‏» و «اخم کردن‏» و«عبوس شدن‏» به هم خورده است.

    از سوى دیگر مبدا بسیارى از آشناییهاهم یک «تبسم‏» بوده است.

    وقتى با چهره شکفته و باز با کسى روبه‏رو مى‏شوید، در واقع کلیدمحبت و دوستى را به دست او داده‏اید.

    برعکس، چهره اخمو وابروهاى گره‏خورده و صورت درهم و بسته، دریچه ارتباط وصمیمیت را مى‏بندد.

    اگر این خوشرویى و خنده‏رویى با نیت پاک و الهى انجام گیرد،علاوه بر تاثیر محبت‏آفرین، «حسنه‏» و «عبادت‏» به حساب مى‏آید.

    از امام باقر(ع) سخن بیاوریم که فرمود: «تبسم الرجل فى وجه اخیه حسنه ‏»; (1) .

    لبخند انسان به چهره برادر دینى‏اش «حسنه‏» است!

    تبسم، مبدا بسیارى از آشناییها و زداینده بسیارى از غمها وکدورتهاست.

    شگفت از کسانى است که از این کار بى‏زحمت و رنج وخرج، که برکات فراوان دارد، طفره مى‏روند و به سختى حاضرند«گلخنده‏» مسرت را بر لبان خود و چهره دیگران بیافرینند.

    برخورد با چهره باز با دیگران، آنان را آماده‏تر مى‏سازد تا دل به‏دوستى با شما بسپارند.

    خنده‏رویى و بشاش بودن، دیگران را دل وجرات مى‏بخشد، تا بى‏هیچ هراس و نگرانى، با شما باب آشنایى را بازکنند و سفره دلشان را پیشتان بگشایند برخورد با چهره باز با دیگران، آنان را آماده‏تر مى‏سازد تا دل به‏دوستى با شما بسپارند.

    خنده‏رویى و بشاش بودن، دیگران را دل وجرات مى‏بخشد، تا بى‏هیچ هراس و نگرانى، با شما باب آشنایى را بازکنند و سفره دلشان را پیشتان بگشایند.

    اگر با خوشرویى، بتوانید بار سنگین غم دوستان را سبک کنید،کارتان عبادت است و اگر با یک تبسم، بتوانید خاطرى را شاد سازید، به‏خدا نزدیک‏تر شده‏اید.

    به قول حافظ: دایم گل این بستان، شاداب نمى‏ماند.

    دریاب ضعیفان را، در وقت توانایى.

    غم‏زدایى وقتى یک چهره گشاده و لبخند صمیمى، غمى را از دل مى‏زداید،چرا باید از این «احسان‏»، دریغ کرد؟

    بعضیها حضورى غم‏آفرین دارند، برخى هم محضرى غم‏زدا.گروه اخیر، آیت لطف الهى‏اند که قدرشان ناشناخته است.

    سعدى مى‏گوید: گفته بودم چو بیایى غم دل با تو بگویم چه بگویم؟

    که غم از دل برود چون تو بیایى.

    انسانها نیازمند محبت‏اند.

    این تشنگى، جز با ملاطفت و خوشرویى برطرف نمى‏شود.

    اگر اولین برخورد ما با کسى، به گونه‏اى باشد که غم او را به شادى‏و نگرانى‏اش را به اطمینان مبدل سازد، دریچه‏اى به دنیاى صفا و سروربه رویش گشوده‏ایم.

    این نیز نزد خداوند، حسنه و عبادت است.

    باز هم حدیثى از حضرت صادق(ع): «من اخذ من وجه اخیه المؤمن قذاه کتب الله له عشر حسنات‏»; (2) .

    کسى که از چهره برادر دینى‏اش، رنج و اندوهى را بزداید، خداوندبه پاداش آن، ده «حسنه‏» در نامه اعمالش مى‏نویسد.

    مگر این کار نیک، چه اندازه زحمت دارد؟

    البته این رفتار، نوعى هنرمندى در معاشرت است، قلبى مهربان‏مى‏خواهد و عاطفه‏اى سرشار و خصلتى نوعدوستانه.

    شاد کردن‏دیگران، چهره دیگرى از همین «غمزدایى‏» است.

    گاهى با توجهى،نگاهى، محبتى، کلامى، هدیه‏اى و ...

    مى‏توان انسانى را مسرور ساخت‏و در نتیجه خدا را از خود راضى ساخت.

    در این زمینه، باز هم سخنى از پیشواى صادق شیعه بیاوریم که‏فرمود: «ایما مسلم لقى مسلما فسره سره الله عز و جل‏»; (3) .

    هر مسلمانى که با مسلمانى دیدار کند و در برخورد، او را شادمان‏سازد، خداى متعال نیز او را خوشحال و مسرور خواهد ساخت.

    وقتى مى‏توان با کلماتى و چهره و برخوردى خوش و دلپذیر،خاطرى را خرسند ساخت، چرا باید با گفتن کلماتى ناخوشایند واندوه‏آفرین، غم بر چهره دیگرى نشاند و او را به یاد روزهاى تلخش‏انداخت و او را مایوس و دلسرد ساخت؟

    هنرمند کسى است که بتواند غبار غم از خاطرها بزداید.

    باز به قول‏حضرت لسان‏الغیب: سمن‏بویان، غبار غم چو بنشینند، بنشانند.

    پرى‏رویان قرار از دل چو بستیزند، بستانند.

    خوشگویى از شاخه‏هاى دیگر «حسن خلق‏»، که رابطه‏ها را استوارتر و پیوندهارا صمیمى‏تر مى‏سازد، گفتار دلپذیر و شادى‏بخش است.

    متانت درسخن و ادب در گفتار و زیبایى در کلام، خصلت پاکدلان بى‏کینه است‏و خلق و خوى اولیاء دین.

    ارزش انسان و جوهره وجودى‏اش را زبان و بیان روشن مى‏سازد: یکى تحقیر مى‏کند، یکى تشویق.

    یکى عیبجویى مى‏کند، دیگرى تحسین و تقدیر.

    یکى ملامت مى‏کند، دیگرى پر و بال مى‏دهد و امید مى‏آفریند.

    کدام یک خوبتر است؟

    شما خودتان چگونه بیان و زبانى دارید؟

    تلخ یا شیرین؟

    گزنده یامرهم گذارنده؟

    آیا با دیگران همان‏گونه صحبت مى‏کنید که دوست دارید دیگران‏با شما آنچنان حرف بزنند و خطاب کنند؟

    پذیرایى از دیگران، همیشه با غذا و میوه و شیرینى نیست.

    گاهى پذیرایى، با یک کلام خوب و سخن شایسته است.

    این اکرام،بالاتر از تغذیه و اطعام است، چرا که گفتار شایسته و زیبا، غذاى روح‏است.

    گفتن یک «آفرین‏»، «احسنت‏»، «بارک‏الله‏» مگر چقدر هزینه و خرج‏دارد؟

    کسانى هستند که جان مى‏دهند، ولى حاضر نیستند یک کلام‏تشویق‏آمیز و محبت‏بار بر زبان جارى کنند.

    بشنویم از رسول‏خدا(ص) که اسوه اخلاق حسنه و الگوى ادب در گفتار و رفتار است که‏فرموده است: «من اکرم اخاه المؤمن بکلمه یلطفه بها و فرج عنه کربته لم یزل فى ظل الله‏الممدود علیه الرحمه ما کان فى ذلک‏»; (4) .

    هر کس برادر باایمانش را با گفتن کلامى ملاطفت‏آمیز و غم‏زدا،مورد تکریم قرار دهد، تا وقتى او شادمان است، گوینده آن سخن‏همواره در سایه رحمت گسترده الهى به سر مى‏برد.

    کلام تشویقى و آفرین و مرحبا گفتن بر عمل شایسته دیگرى نیز،از این‏گونه صالحات است.

    باز هم از کلام امام صادق(ع) بشنویم: «من قال لاخیه المؤمن «مرحبا» کتب الله له مرحبا الى یوم القیامه‏»; (5) .

    هر کس به برادر مؤمن خود «مرحبا» بگوید، خداى متعال تا روزقیامت‏براى او مرحبا و آفرین مى‏نویسد.

    غیر از پاداش الهى، تاثیرات اجتماعى «خوشگویى‏» در نرم ساختن‏دلها و جلب عاطفه‏ها و استوار ساختن رابطه‏ها مشهود است.

    آنکه‏خوش‏سخن باشد، از دیگران نیز کلام نیکو مى‏شنود.

    «این جهان کوه است‏و فعل ما ندا» و البته که حرف و سخن ما هم در کوهستان زندگیها انعکاس‏دارد و خوبى آن به خود ما منعکس مى‏شود.

    کسى که گفتار مؤدبانه داشته باشد، دیگران نیز با او مؤدبانه سخن‏خواهند گفت.

    وگرنه ...

    «کلوخ‏انداز را پاداش، سنگ است‏».

    از کلام مولاعلى(ع) است که: «اجملوا فى الخطاب تسمعوا جمیل الجواب‏»; (6) .

    زیبا خطاب کنید، تا جواب زیبا بشنوید!...

    کیفیت‏برخورد ما با انسانهاى دیگر، همان نتیجه را به ماء;//:ف‏برمى‏گرداند.

    ادب، ادب مى‏آورد و توهین و فحش، بدزبانى و اهانت‏متقابل را در پى دارد.

    خوشخویى از رموز موفقیت‏حضرت رسول(ص) در دعوت و رسالت‏خویش، اخلاق نیکو و برخورد شایسته و جذاب با مردم بود.

    «حسن‏خلق‏» آن حضرت، امتیاز بارز آن مظهر رافت و رحمت‏بود.

    با همین‏«اکسیر اعظم‏» دلها را جذب مى‏کرد، دشمنان را دوست مى‏ساخت، کینه‏هارا به مهربانى مبدل مى‏کرد، الفت مى‏آفرید و پیوند مى‏داد، دلها را با دلها،دستها را با دستها!

    و به همین سبب مدال «انک لعلى خلق عظیم‏» (7) از خداى‏عظیم دریافت کرد.

    کلام نرم، رفتار شایسته، گفتار مؤدبانه و جاذبه‏دار، تحمل فراوان وحلم و بردبارى و چهره گشاده و بشاش، از مظاهر و جلوه‏هاى «حسن‏خلق‏» است.

    به تعبیر دیگر، وقتى محبت‏خود را به دیگران ببخشید، درحوادث، صبور و شکیبا باشید، خشم خود را فرو خورده،خویشتن‏دارى کنید، بدى را با خوبى پاسخ دهید و از خشونت وعصبانیت و بدزبانى و تحقیر و توهین و تکبر به دور باشید، داراى‏«حسن خلق‏» هستید.

    اگر خداوند به صاحبان حسن خلق، پاداش جهاد و شهادت‏مى‏دهد، بیجا و گزاف نیست، چرا که این هم نوعى مجاهده دارد.

    پیامبراکرم(ص) براى تثبیت و گسترش همین کمالات اخلاقى و «خوشخویى‏»برانگیخته شد.

    از کلمات نورانى او است: «ان الرجل یدرک بحسن خلقه درجه الصائم القائم‏»; (8) .

    گاهى انسان در سایه خوشخویى، به مقام و رتبه روزه‏داران‏شب‏زنده‏دار مى‏رسد!

  • فهرست دانلود تحقیق خوش گویى

    فهرست:

    ندارد.
     

    منبع:

    ندارد.

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت